چه قيمت آن كم از قيمت جامهء ايشان باشد ، بر ايشان گران آيد از بيم آن كه اهل صلاح گويند كه در زىّ اهل دنيا نمود . و هر طبقهاى از ايشان منزلت خود در زيّى مخصوص ديده است ، پس گران آيد بر او كه به كم از آن يا بيش از آن نقل كند ، اگر چه مباح باشد ، از بيم نكوهش .
و اما رياى اهل دنيا به جامههاى نفيس و مركبان رفيع و انواع توسع و تجمل و ملبس و مسكن و متاع خانه و اسبان نيك رو و جامههاى رنگين و طيلسانهاى [ 371 ] بديع باشد . و آن ميان مردمان ظاهر است ، چه ايشان در خانههاى خود جامههاى درشت بپوشند ، و گران آيد بر ايشان كه با آن جامهها ميان مردمان آيند تا در زينت مبالغت نمايند .
سوم ريا به قول است . و آن رياى اهل دين است به وعظ و تذكير و گفتن حكمت ، و حفظ اخبار و آثار تا در محاوره استعمال كنند براى اظهار غزارت علم و دلالت بر شدت عنايت بر احوال سلف صالح ، و جنبانيدن لبها به ذكر در حضور مردمان ، و امر معروف و نهى منكر در مشهد خلق « 97 » ، و اظهار خشم براى منكرات ، و اظهار اندوه براى آن چه مردمان از ارتكاب معاصى كنند ، و ضعيف كردن آواز در سخن ، و باريكى آواز در خواندن قرآن تا دلالت كند بر ترس و اندوه ، و دعوى حفظ حديث و ديدن پيران ، و اعتراض بر كسى كه حديث روايت كند به بيان خلل در لفظ آن تا بدانند كه در حديث بصارتى دارد ، و مسابقت در گفتن آن چه اين حديث صحيح است يا صحيح نيست براى اظهار فضل در آن ، و مجادله بر قصد افحام خصم تا قوّت او در علم دين مردمان را ظاهر شود . و رياى به گفتار بسيار است و أبواب آن نامحصور .
و اما رياى اهل دنيا به گفتار و به حفظ اشعار و امثال آن باشد ، و تفاصح در عبارتها و حفظ نحو غريب براى اغراب « 98 » بر اهل فضل و اظهار تودد مردمان براى استمالت دلها .
چهارم ريا به كردار . چون رياى نماز كننده به درازى قيام و ركوع و سجود ، و سر فرود انداختن و ترك التفات و اظهار سكوت ، و الزام برابر داشتن قدمها و دستها ، و همچنين به روزه و غزو و حج و صدقه دادن و اطعام طعام ، و فروتنى در رفتن در حال لقاء « 99 » ، چون فرو هشتن جفون « 100 » و سر پيش انداختن ، و وقار در كلام ، تا به حدى كه مرايى در حاجت خود بشتاب رود و
هامش
( 97 ) مشهد خلق ، حضور مردم .
( 98 ) اغراب ، چيزى نو و غريب آوردن .
( 99 ) لقاء ، ملاقات ، ديدار .
( 100 ) جفون ( جفن ) ، پلكهاى چشم .