عز و جل ، و مرايى عبادت كننده ، و مرايا « 90 » آن كه ديدن او مطلوب است براى طلب منزلت در دل او ، و آن چه به دو ريا كنند خصلتهايى است كه مرايى قصد اظهار آن كند ، و ريا قصد اوست اظهار آن را .
و آن چه بدان ريا كنند بسيار است . و جامع آن پنج قسم است كه مجامع آن چه بنده بدان تزيّن كند براى مردمان آن است ، و آن : تن است ، و زى ، و قول ، و عمل ، و اتباع و چيزهاى بيرونى . و همچنين اهل دنيا بدين پنج سبب ريا كنند ، الا آن است كه طلب جاه و قصد ريا به عملهايى كه از جملهء طاعتها نيست آسانتر از رياست به طاعتها .
اول ريا در دين از جهت تن . و آن اظهار نزارى و زردى است تا موهم سختى مجاهده و بزرگى اندوه باشد بر كار دين و غلبهء ترس آخرت و نيز به « نزارى » دلالت كند بر اندكى خوردن ، و به « زردى روى » بر بيدارى شب و بسيارى اندوه در دنيا ، و همچنين به « كاليده موى » ريا كند تا دليل باشد بر آن كه همت او مستغرق است به دين و فراغت شانه كردن مو ندارد . و اين سببهايى است كه چون ظاهر شود مردمان بدان بر اين كارها دليل گيرند ، و نفس به معرفت ايشان شاد شود ، پس براى اين ، نفس داعى باشد به اظهار آن براى يافتن آن راحت . و نزديك است بدين پستى آواز [ 370 ] و فرو شدگى چشم و پژمردگى لب تا بدان دليل كند كه او مواظب است بر روزه ، و وقار شرع است كه آواز او را پست گردانيده است يا ضعف گرسنگى است كه قوّت او ضعيف كرده است .
و از اين گفت عيسى - صلوات اللَّه عليه - كه چون يكى از شما روزه دارد بايد كه روغن سر و شانه زدن موى سر و سرمه كردن به چشم به جاى آرد . و همچنين از أبو هريره - رضى اللَّه عنه - روايت كردهاند . و آن همه از ترس آن است كه شيطان سوى ريا كشد . و براى آن ابن مسعود - رضى اللَّه عنه - گفت : اى روزهداران ، روغن زده باشيد . پس اين رياى اهل دين است به تن .
و اما اهل دنيا به اظهار فربهى و صفاى لون و اعتدال قامت و خوبى روى و نظافت تن و قوّت اعضا و تناسب آن ريا كنند .
دوم ريا به زى و هيئت است . اما هيئت كاليده كردن موى سر است ، و تراشيدن شارب ، و در
هامش
( 90 ) مرايا ( عربى : مراءى ، اسم مفعول از « مراءاة » و « رياء » ) ، در حاشيهء نسخهء خطى آمده است : مرايا آن كساناند كه ديدن ايشان مطلوب است براى طلب منزلت در دل ايشان .