نبخشودى يا شماتت كردى ، پروردگار من مرا فرموده كه عمل او نگذارم كه از من بگذرد و به غير من رسد .
« پس حفظه عمل بندهاى ديگر سوى آسمان هفتم برند از روزه و نماز و صدقه و جهاد و ورع ، و او آوازى دارد چون آواز رعد ، و ضياء او چون ضياء شمس ، و سه هزار فريشته همراه وىاند و او را به آسمان هفتم برند ، پس فريشتهء موكل آن گويد : بايستيد و اين عمل را بر روى صاحب آن بزنيد و دل او را قفل كنيد ، كه من از پروردگار خود بازدارم هر عملى كه بدان رضاى او نخواسته است ، و او بدين عمل خداى را نخواسته است ، رفعتى خواسته است نزديك فقها و ذكرى نزديك علما وصيتى و آوازهاى در شهرها ، پروردگار من مرا فرموده كه عمل او را نگذارم كه از من بگذرد و به غير من رسد ، و هر عملى كه خالص براى خداى نباشد ريا بود ، و خداى عمل مرايى قبول نفرمايد .
« پس حفظه عمل بندهاى ديگر بالا برند [ 368 ] از نماز و زكات و حج و عمره و خوى خوش و خاموشى و ذكر خداى ، و فريشتگان آسمان آن را مشايعت كنند تا همهء حجابها قطع [ كنند و ] به حضرت الهى رسانند و بايستند و براى وى گواهى دهند به عمل صالح خالص براى خداى ، پس حق تعالى ايشان را گويد : شما حافظان عمل بندهء منيد و من مطلعم بر نفس وى ، او بدين عمل مرا نخواسته است و غير مرا خواسته است ، پس لعنت بر او باد . پس همهء فريشتگان گويند كه لعنت تو و لعنت ما بر او باد . و آسمانها مىگويند كه لعنت خدا و لعنت ما بر او باد . و هفت آسمان و هر كه در آن است بر وى لعن مىكنند . » معاذ گفت : [ گفتم ] يا رسول اللَّه ، تو رسول خدايى و من معاذم . گفت : « به من اقتدا كن اگر چه در عمل تو تقصير باشد ، اى معاذ ، زبان خود را نگاه دار از آن چه وقيعت كنى در برادران خود ، خاصه از حملهء قرآن ، و گناهان خود را بر خود حمل كن نه ايشان ، و نفس خود را به نكوهش ايشان مستاى ، خود را بر ايشان رفعت منه ، و عمل دنيا در عمل آخرت در ميار ، و تكبر مكن در مجلس خود كه مردمان از بدخويى تو حذر كنند ، و با كسى راز مگوى چون ثالثى حاضر بود ، و بر مردمان بزرگى مكن كه خير دنيا از تو منقطع شود ، و مردمان را تمزيق مكن كه سگان آتش روز قيامت تو را تمزيق كنند ، قال اللَّه تعالى :
وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً
. « 83 » اى معاذ ، دانى كه آن چيست ؟ » گفتم :
هامش
( 83 ) نازعات 79 - 2 .