لكنّهم يراؤن بأعمالهم ، اى ، كارى مىگرياند : بر امت خود از شرك مىترسم ، بدان كه ايشان بت و خورشيد و ماه و سنگ نپرستند و ليكن در كارهاى خود ريا كنند .
و گفت - عليه الصلاة و السلام : لمّا خلق اللَّه الارض فمادت باهلها ، فخلق الجبال فصيّرها اوتاد الارض ، فقالت الملائكة : ما خلق ربّنا خلقا هو اشدّ من الجبال . فخلق اللَّه سبحانه الحديد فقطع الجبال ، ثمّ خلق النّار فأذابت الحديد ، ثم امر اللَّه الماء بإطفاء النّار ، و امر الرّيح فركد الماء ، فاختلفت الملائكة فقالت نسأل اللَّه تعالى . قالوا يا ربّ ، ما اشدّ ما خلقت من خلقك ؟ قال اللَّه تعالى : لم أخلق شيئا هو اشدّ من ابن آدم حين يتصدّق بيمينه فيخفيها عن شماله ، فهو اشدّ خلق خلقته ، اى ، چون حق تعالى زمين را بيافريد اهل خود را بجنبانيد ، پس كوهها بيافريد و ميخهاى زمين كرد . پس فريشتگان گفتند : پروردگار ما خلقى سختتر از كوهها نيافريده است . پس خداى - عز و جل - آهن را بيافريد و آن كوه را ببريد ، پس آتش را بيافريد و آهن را بگداخت ، پس آب را ميرانيدن آتش فرمود ، پس باد را فرمود تا آب را بايستانيد ، پس فريشتگان مختلف شدند و گفتند : از حق تعالى بپرسيم . پس گفتند : اى پروردگار ، سختتر چيزى كه بيافريدهاى كدام است ؟ حق تعالى فرمود : چيزى سختتر از فرزند آدم نيافريدهام چون به دست راست خود صدقه دهد و آن را از دست چپ پنهان دارد ، پس اين سختترين خلقى است كه بيافريدهام .
و عبد اللَّه بن مبارك روايت كرد ، به اسناد خود از مردى ، كه معاذ جبل را - رضى اللَّه عنه - گفت كه حديثى از پيغامبر - صلى اللَّه عليه و سلم - شنيدهاى بر من روايت كن . پس معاذ چندان بگريست كه پنداشتم كه از آن باز نايستد ، باز ايستاد و گفت : از پيغامبر - عليه السلام - شنيدم كه مرا گفت : يا معاذ . گفتم : لبيك ، مادر و پدرم فداى تو باد يا رسول اللَّه . گفت : « با تو حديثى گويم ، اگر تو آن را نگاه دارى تو را سود دارد ، و اگر ضايع كنى و نگاه ندارى حجت تو روز قيامت نزديك خداى منقطع شود : اى معاذ ، خداى - عز و جل - هفت فريشته بيافريد پيش [ 367 ] از آن كه آسمانها و زمين آفريند ، پس هفت آسمان و زمين بيافريد ، پس در هر آسمان فريشتهاى در غايت عظمت نصب فرمود و دربان آن گردانيد ، پس حفظه « 82 » عمل بنده را كه از بامداد تا شب كرده باشد بالا برند با نورى چون خورشيد تابان ، چون به آسمان دنيا رسند آن را تزكيه كنند و آن را زياد كنند و بر آن ثنا گويند ، پس آن فريشته حفظه را گويد : اين عمل بر روى صاحب آن باز زنيد ، من
هامش
( 82 ) حفظه ( ج حافظ ) ، نگاهبانان .