تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
و گفت - عليه الصلاة و السلام - كه حق تعالى گويد : من عمل عملا أشرك فيه غيرى فهو له كلّه و انا منه بريء و انا اغنى الاغنياء من الشّرك ، اى ، هر كه عملى كند كه غير مرا در آن شريك گرداند ، آن همه آن شريك راست ، و من از آن بيزارم ، و من بىنيازترين بىنيازانم از شرك . و عيسى - صلوات اللَّه عليه - گفت : چون يكى از شما روزه دارد بايد كه روغن در موى سر و روى و بر لبها مالد تا مردمان ندانند كه روزه‌دار است ، و چون به دست راست بدهد بايد كه از دست چپ پنهان دارد ، و چون نماز گزارد بايد كه پرده [ 366 ] بر در فرو گذارد ، چه خداى ثنا را قسمت كند چنان كه رزق را قسمت كند . و پيغامبر ما - عليه افضل الصلوات - گفت : لا يقبل اللَّه عملا فيه مثقال ذرّة من رياء ، اى ، حق تعالى قبول نكند عملى كه در او مثقال ذره‌اى ريا باشد . و عمر - رضى اللَّه عنه - معاذ جبل را ديد كه مىگريست ، گفت : چه مىگرياند تو را ؟ گفت : حديثى كه از صاحب اين روضه ، يعنى پيغامبر - عليه السلام - شنيده‌ام كه مىگفت : انّ ادنى الرّياء شرك ، اى ، كمتر ريايى شرك است . و گفت - عليه السلام : انّ أخوف ما أخاف عليكم الرّياء و الشّهوة الخفيّة ، اى ، مخوفتر چيزى كه بر شما مىترسم رياست و شهوت پوشيده . و اين نيز به دقايق و خفاياى ريا رجوع دارد . و گفت - عليه السلام : انّ في ظلّ العرش يوم لا ظلّ الاّ ظلّه رجلا تصدّق بيمينه فكاد ان يخفيها عن شماله ، اى ، در سايهء عرش ، روزى كه سايه نباشد مگر سايهء او ، مردى باشد كه به دست راست صدقه دهد و خواهد كه آن را از دست چپ خود پنهان دارد . و براى آن آمده است كه فضل عمل سر بر عمل آشكارا هفتاد ضعف است . و گفت - عليه السلام : انّ المرائى ينادى يوم القيامة يا فاجر يا غادر يا مرائى ضلّ عملك و حبط أجرك اذهب فخذ أجرك عمّن كنت تعمل له ، اى ، مرايى را روز قيامت ندا كنند : اى فاجر ، اى غادر ، اى مرايى ، كردارت ضايع شد و مزدت باطل گشت ، برو مزد خود بگير از كسى كه كار او مىكردى . و شدّاد بن اوس « 81 » گفت كه پيغامبر - عليه السلام - را ديدم كه مىگريست ، گفتم : چه تو را مىگرياند ؟ گفت : امر تخوّفت على امّتى الشّرك ، اما انّهم لا يعبدون صنما و لا شمسا و لا قمرا و لا حجرا و
هامش
( 81 ) برادرزادهء حسّان بن ثابت ( زبيدى 8 - 264 ) .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 615 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى