تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥
عوارض دور تر باشد به خداى نزديك‌تر بود ، و به فريشتگان ماننده‌تر ، و منزلت او نزديك خداى بزرگتر . و اين كمال سوم است ، جز كمال علم و قدرت . در اقسام كمال آن را بدان نياورده‌ايم كه حقيقت آن به عدم و نقصان راجع است . پس تغيّر نقصان است ، چه آن عبارت است از عدم و هلاك صفتى كه بوده . و هلاك نقص است در ذات ، و در صفات كمال ذات . پس كمالات سه است ، اگر عدم تغيّر را به شهوتها و عدم انقياد او را كمالى شمريم ، مانند كمال علم و كمال حريت . و مقصود به كمال نبودن بندگى شهوتها و ارادت‌هاى اسباب دنيا و قدرت است . و بنده را به كسب كمال علم و كمال حريت راهى است ، و به كسب كمال قدرت كه پس از مرگ باقى ماند راه نيست . چه قدرت او بر اعيان مالها و بر استسخار دلها و تن‌ها به مرگ منقطع شود ، و معرفت و حريت او به مرگ منعدم نشود ، بل كمالى باشد در وى باقى و وسيلت قرب او به حق تعالى . پس بنگر كه جاهلان چگونه باژگونه شدند ، و چون كوران نگونسار به روى افتادند ، و بر طلب كمال قدرت به جاه و مال اقبال نمودند - و آن كمالى است كه مسلّم نشود ، و اگر شود آن را بقايى نباشد - و اعراض كردند از كمال حريت و علم كه چون حاصل شود ابدى باشد كه آن را انقطاع نباشد . و اين جماعت آن كسان‌اند كه حيات دنيا را به آخرت بخريدند ، پس لا جرم عذاب را از ايشان [ 354 ] تخفيفى نباشد ، و ايشان را نصرتى نبود . و ايشان آن كسان‌اند كه پى نيفتادند . « 43 » قول حق تعالى را :
الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً .
« 44 » چه علم و حريت از باقيات صالحات است كه در نفس كمال باقى ماند . و مال و جاه آن است كه به زودى بگذرد ، و آن چنان است كه حق تعالى آن را تمثيل فرموده است آن جا كه گفته است :
إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ
( الاية ) . « 45 » پس هر چه مرگ آن را به باد بردهد آرايش حيات دنيا باشد ، و هر چه مرگ آن را قطع نكند از باقيات صالحات بود . پس بدين تحقيق شناختى كه كمال قدرت به مال و جاه كمال ظنى است كه اصلى ندارد . و هر كه وقت را بر طلب وى مقصور دارد و آن را مقصود پندارد جاهل باشد ، مگر آن مقدار كه او را به كمال حقيقى رساند .
هامش
( 43 ) پىافتادن ، فهميدن . ( 44 ) كهف 18 - 46 . ( 45 ) يونس 10 - 24 .