تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
ما رسيده است كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - گفت : سادات المؤمنين في الجنّة من إذا تغذّى لم يجد عشاء و إذا استقرض لم يجد قرضا و ليس له فضل كسوة الاّ ما يواريه و لم يقدر على ان يكسب ما يغنيه يمسي مع ذلك و يصبح راضيا عن ربّه « فأولئك مع الّذين أنعم اللّه عليهم من النّبيّين و الصّديقين و الشّهداء و الصّالحين و حسن أولئك رفيقا » « 112 » ، اى ، سادات مؤمنان در بهشت آن كسان‌اند كه چون چاشت خورند شام نيابند ، و چون وام خواهند كسى ايشان را ندهد ، و ايشان را فضل كسوتى نباشد مگر آن چه ايشان را بپوشد ، و نتوانند كسب كنند آن چه ايشان را بىنياز گرداند ، و مع ذلك [ 337 ] بامداد و شبانگاه از پروردگار خود راضى باشند ، پس ايشان با كسانى باشند كه حق تعالى بر ايشان نعمت فرموده است از پيغامبران و صدّيقان و شهيدان و صالحان ، و ايشان نيكو رفيقان‌اند . بدان اى برادر كه چون پس از اين ، مال جمع كنى مبطل باشى در آن چه دعوى كردى كه براى برّ و فضل جمع مىكنى . نه چنين است ، و ليكن از بيم درويشى جمع مىكنى ، و براى تنعّم و زينت و تكاثر و فخر و غلو و ريا و سمعه و تعظّم و تكرّم ، پس گويى كه براى اعمال برّ جمع مىكنى . اى بيچاره ، خداى را مراقبت كن در دعوى خود و از وى شرم دار . اى مغرور بيچاره ، اگر مفتونى به دوستى دنيا ، اقرار كن كه خير و فضل در راضى شدن است به بلغه و دور بودن از فضول . و در حال جمع مال نفس خود را حقير دار ، و به بدكردارى اعتراف نماى ، و از حساب ترسان باش ، چه آن تو را رهاننده‌تر و به فضل نزديك‌تر است از طلب حجتها براى جمع مال . اى برادران من ، بدانيد كه در روزگار صحابه حلال موجود بود ، و مع ذلك از ورع‌ترين و زاهدترين مردمان بودند در مباح ، و در روزگار ما حلال مفقود است ، مقدار قوت و ستر عورت هم ميسر نمىشود . اما جمع مال در روزگار ما ، خداى - عز و جل - ما را و شما را از آن زينهار دهاد ! پس ما را مثل تقوى و ورع و زهد و احتياط صحابه از كجا باشد ؟ و مثل نيّتها و ضميرهاى ايشان از كجا آريم ؟ به پروردگار آسمان ، مبتلا شده‌ايم به دردها و هواهاى نفوس ، و به زودى وقت ورود خواهد شد . پس اى سعادت سبك باران روز قيامت ، و اى غم دراز اهل تكاثر و تخاليط « 113 » ، من شما را نصيحت كردم اگر قبول كنيد ، و ليكن قبول كنندگان اين اندك‌اند . خداى - عز و جل - ما را و شما را موفق دارد در هر چيزى به رحمت خود .
هامش
( 112 ) نساء 4 - 69 . ( 113 ) تخاليط ( ج تخليط ) : تخليط ، آميختن ، فساد افكندن .