تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
منزل بسنده نباشد ، « 153 » بل امكان ندارد كه همچنان بزيد ، تا طايفه‌اى بسيار فراهم نيايند تا هر يكى صناعتى تكفّل كند . چه يك شخص تنها چگونه كشاورزى كند و او محتاج باشد به آلت‌ها ، و براى آلت آهنگر و درودگر بايد ، و طعام به آس كننده و پزنده محتاج باشد . و همچنين تنها لباس را چگونه حاصل كند و او محتاج باشد به كشتن پنبه و آلات بافتن و دوختن و كارهاى بسيار . پس براى آن تنها زيستن آدمى ممتنع شد ، و حاجت افتاد به اجتماعات . پس اگر جمعيّت در صحرايى مكشوف باشند از گرما و سرما و دزدان رنج بينند ، پس محتاج شدند به بناهاى محكم و منزلهايى كه اهل هر خانه بدان و بدانچه آلات و متاع دارد منفرد باشد . و منزلها گرما و سرما دفع كند ، و همسايگان را از دزدى دفع كند ، و ليكن دزدان بيرون قصد همه منزلها كنند ، پس اهل منزلها محتاج شدند بدانچه يك ديگر را يارى دهند و معونت كنند ، و باره‌اى سازند كه محيط باشد همه منزلها را و بدان تحصّن نمايند . پس بدين ضرورت شهرها پيدا آمد . پس هر گاه كه مردمان در خانه‌ها و شهرها فراهم آيند و با يك ديگر معاملت كنند ، ميان ايشان خصومتها زايد ، و رياست و ولايت حاصل آيد : شوى را بر زن ، و مادر و پدر را بر فرزند . زيرا كه ايشان ضعيف‌اند ، محتاج آيند به قوام . و هر گاه كه تصرّف در عاقلى باشد « 154 » به خصومت انجامد ، خلاف تصرف در بهايم ، چه بهايم را قوّت مخاصمت نيست اگر چه مظلوم باشند . و اما زن با شوى ، و فرزند با مادر و پدر خصومت كند ، اين در خانه بود . و اما اهل شهر را نيز با يك ديگر معاملتها باشد ، و در آن منازعتها رود ، اگر ايشان را همچنان بگذارد ، كارزار كنند و هلاك شوند . و همچنين شبانان و كشاورزان بر مرغزارها و زمينها و آب‌ها توارد نمايند ، و آن غرضهاى ايشان را بس نكند ، پس هر آينه منازعت كنند . و باشد كه بعضى در كشاورزى و دستكارى به [ كورى يا ] پيرى و بيمارى عاجز شوند ، و عارضه‌هاى مختلف پديد آيد ، و اگر ايشان را ضايع گذارند هلاك شوند ، و اگر تفقّد ايشان به همگنان گذاشته آيد تجادل نمايند . « 155 » و اگر يكى را بىسببى كه وى را مخصوص كنند معيّن گردانند انقياد ننمايند .
هامش
( 153 ) در نسخهء خطى : و مهيا كردن اسباب قوت مستقل نباشد پس او را فراهم آوردن با اهل . . . عبارت عربى چنين است : و الواحد لا يشتغل بحفظ الولد . . . ثم ليس يكفيه الاجتماع مع الاهل و الولد في المنزل . ( 154 ) در شرح زبيدى : ( و مهما حصلت الولاية على العامل ) كالزوجة و الولد و الرقيق و الاجير ( 8 - 131 ) . ( 155 ) در عربى : و لو و كل تفقده إلى الجميع لتخاذلوا .