طنافسى گفت : هفت روز در مسجد الحرام بر در بنى شيبه بودم « 140 » ، شب هشتم ميان بيدارى و خواب شنيدم مناديى ندا كرد و گفت : بدان كه هر كه از دنيا بيش از آن كه بدان محتاج باشد بگيرد حق تعالى چشم دل او را كور گرداند .
پس اين بيان حقيقت دنياست در حق تو .
بيان ماهيت دنيا در نفس خود و شغلهاى آن
( 1 ) كه همتهاى مردمان را مستغرق گردانيده است تا نفس خود را و خالق خود را و مصدر و مورد خود را فراموش كردهاند بدان كه دنيا عبارتى است از عينهاى موجود ، و آدمى را در آن حظّى است ، و در اصلاح آن او را شغلى . و اين سه كار است ، و گاهى گمان برده شود كه دنيا عبارتى از آحاد آن است ، و چنين نيست .
اما عينهاى موجود كه دنيا عبارت است از آن ، زمين است و آن چه بر آن است . حق تعالى گفت :
إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا
« 141 » اى ، آن چه بر روى زمين بيافريديم ، از معادن و نبات و حيوان ، آرايش آن گردانيديم تا ابتلا فرماييم ايشان را كه كدام [ 279 ] كس از دنيا در آن بىرغبتتر است و آن را گذارندهتر . پس زمين فراش و بستر آدميان است و مسكن و مستقرّ ايشان ، و آن چه بر آن است ملبوس و مطعوم و مشروب و منكوح ايشان است . و كل آن چه بر زمين است سه قسم است : معادن و نبات و حيوان .
اما نبات را آدمى براى قوت طلبد و براى دارو .
و اما معادن را براى دستافزارها و آوندها طلبد ، چون مس و ارزيز ، يا براى نقد ، چون زر و سيم ، يا غير آن از مقاصد .
و اما حيوان دو قسم است : آدمى و بهايم .
[ اما بهايم ] گوشت آن براى خوردن و پشت آن براى نشست و زينت مطلوب است . « 142 » و اما آدميان تنهاى ايشان بدان مطلوب است تا ايشان را خدمت فرموده شود و مسخّر
هامش
( 140 ) گرسنه بودم ( زبيدى 8 - 127 ) .
( 141 ) كهف 18 - 7 .
( 142 ) اشاره است به آيهء : و الخيل و البغال و الحمير لتركبوها و زينة ( نحل 16 - 8 ) .