تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
از آهستگى نوميد شد ، و درنگ [ 227 ] كننده مصيب است يا نزديك به اصابت ، و شتابزده مخطى است يا نزديك به خطا ، و كسى را كه رفق سود ندارد خرق زيان دارد ، و كسى را كه تجارب منفعت نكند معالى درنيابد . و أبو عون انصارى گفت كه مردمان كلمه‌اى درشت نگويند كه نه پهلوى آن كلمه‌اى نرم باشد كه قايم مقام آن بود . و أبو حمزهء كوفى گفت كه خدمتكار مگير ، مگر آن كه از او چاره نباشد ، چه با هر آدميى ديو است . و بدان كه به درشتى تو را چيزى ندهند كه نه به نرمى به از آن دهند . و حسن گفت : مؤمن توقف نماينده و درنگ كننده باشد ، و چون كسى نباشد كه در شب هيزم جمع كند - اى ، ميان بد و نيك فرق نداند ، و پيش از تمييز اقدام نمايد . و اين ثناى اهل علم است بر رفق ، زيرا كه آن ستوده است و در اكثر حالها و اغلب كارها مفيد است . و به عنف هم حاجت باشد و ليكن در حالهاى نادر . و كامل آن است كه مواقع رفق از مواقع عنف بداند و حق هر كارى بگزارد . و اگر بصيرتش قاصر باشد و حكم واقعه‌اى از وقايع بر او مشكل شود بايد كه ميل او سوى رفق باشد ، چه آن در اكثر منجح « 96 » است .

سخن در بيان نكوهش حسد ، و در حقيقت ، و اسباب و معالجت آن ، « 97 » و غايت آن چه در ازالت آن واجب باشد

( 1 ) سخن در بيان نكوهش حسد بدان كه حسد هم از نتايج حقد است و حقد هم از نتايج خشم ، پس آن فرع فرع خشم است و خشم اصل اصل اوست . و حسد را از فرعهاى نكوهيده چندان است كه نزديك است كه از حصر بيرون شود . و در نكوهش حسد بخصوص خبرهاى بسيار آمده است . پيغامبر - عليه السلام - گفت : الحسد يأكل الحسنات كما تأكل النّار الحطب ، اى ، حسد نيكيها را نيست گرداند چنانچه آتش هيزم را . و در نهى از حسد و اسباب و ثمرات آن گفت - عليه السلام : لا تقاطعوا و لا تدابروا و لا تباغضوا و كونوا عباد اللّه إخوانا ، اى ، از يك ديگر مبريد و يك ديگر را پشت مدهيد و دشمن مگيريد ، و بندگان خداى باشيد برادران يك ديگر .
هامش
( 96 ) منجح ، نتيجه بخش ، سودمند . ( 97 ) در ص 395 چنين آمده است : بيان اسباب حسد و منافست .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 384 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى