تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
و وهب بن منبّه گفت كه رفق در ميان حلم است . « 92 » و در خبر موقوف و مرفوع آمده است : العلم خليل المؤمن و الحلم وزيره و العقل دليله و العمل قيمته و قاعده و الرّفق والده و اللّين اخوه و الصّبر امير جنوده ، اى ، علم دوست مؤمن است ، و حلم وزير او ، و عقل راهبر او ، و عمل بهاى او و پيشرو او ، و رفق پدر او ، و نرمى برادر او ، و صبر امير لشكرهاى او . و يكى از ايشان گفت : چه خوب است ايمانى كه علم آن را بيارايد ، و چه خوب است علمى كه عمل آن را بيارايد ، و چه خوب است عملى كه رفق آن را بيارايد . و چيزى را به چيزى اضافت « 93 » نكرده‌اند چون اضافت حلم به علم . و عمرو بن عاص پسر خود عبد اللّه را گفت كه رفق چيست ؟ گفت : آن كه آهسته باشى و با واليان نرمى كنى . گفت خرق چيست ؟ گفت : دشمنايگى امام تو و مخالفت آن كه تواند كه تو را ضرر رساند . و سفيان اصحاب خود را گفت : دانيد كه رفق چيست ؟ گفتند : بيان فرماى يا ابا محمد . گفت : آن كه كارها بر جايگاه آن كاربندى : سختى را بر جاى سختى ، نرمى را بر جاى نرمى ، شمشير را بر موضع شمشير ، و تازيانه را بر محل تازيانه . و اين اشارتى است بدان كه از آميختن درشتى با نرمى ، و عنف با رفق چاره نيست ، چنان كه شاعر گفته است ، شعر :
و وضع النّدى في موضع السّيف بالعلى * مضرّ كوضع السّيف في موضع النّدى
اى ، عطا دادن جايى كه تيغ بايد زد بزرگى را زيانكار است ، چنان كه تيغ زدن جايى كه عطا بايد داد . پس ستوده آن است كه ميان درشتى و نرمى باشد ، چنان كه در ديگر خويها مىآيد . و ليكن چون طبعها به درشتى و تيزى مايل است ، حاجت به ترغيب ايشان در جانب نرمى بيشتر باشد . و براى آن ثناى شرع در جانب رفق بسيار آمده است نه در جانب عنف ، اگر چه عنف بر جايگاه خود نيك است ، چنان كه رفق در محل خود نيك . و چون واجب عنف بود ، حق موافق هوى شود ، و آن خوش‌تر از مسكهء با شهد باشد ، همچنين گفته است عمر عبد العزيز . و آمده است كه عمرو بن عاص به معاويه عتابى نوشت در باب تأنى ، پس معاويه بر اين جمله جواب نوشت : اما بعد ، بدان كه تفهيم در خير « 94 » زيادت رشد است ، و رشيد آن كس است كه از شتاب راه يافت « 95 » و نوميد آن كه
هامش
( 92 ) در شرح زبيدى : ( الرفق بنى الحلم ) تصغير الابن ، اى ثمرته . ( 93 ) اضافت ، نسبت . ( 94 ) در عربى : التفهم في الخير . ( 95 ) يعنى از شتاب اجتناب نمود ( حاشيهء نسخهء خطى ) .