تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
روا نيست كه گويى « اگر نه خداى بودى و فلان » . و بعضى كراهيت داشتند كه گويند : [ اللهم ] أعتقنا من النّار ، اى ، [ اى بار خداى ] ما را از آتش آزاد كن . زيرا كه آن آزادى پس از درآمدن باشد ، و زنهار و بازداشت خواستندى از آتش . و مردى گفت : اى بار خداى ، مرا از اهل شفاعت محمد گردان . حذيفه گفت كه خداى مرا از اهل شفاعت محمد بىنياز گرداند ، و شفاعت او عاصيان مسلمانان را باشد . و إبراهيم « 214 » گفت كه چون مردى ديگرى را گويد « اى خر ، يا اى خوك » ، روز قيامت وى را گفته شود كه مرا ديدى كه وى را خر يا خوك آفريدم ؟ و ابن عباس گفت كه يكى از شما شرك آرد ، تا « 215 » در اين كلمه كه [ در ستايش سگ خود ] گويد « اگر [ او ] نبودى شب دزد بر ما زدى » . و عمر - رضى اللّه عنه - روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : انّ اللّه ينهاكم ان تحلفوا بآبائكم [ 197 ] ، اى ، خداى - عز و جل - شما را باز مىدارد كه سوگند به پدران خود خوريد . و عمر گفت : به خداى كه پس از آن چه بشنيدم به پدر سوگند نخوردم . و پيغامبر - عليه السلام گفت : لا تسمّوا العنب الكرم انّما الكرم الرّجل المسلم ، اى ، انگور را « كرم » مخوانيد ، كرم جز « مرد مسلمان » نيست . مترجم مىگويد : « كرم » ، در زبان تازى براى سهولت و نرمى و سماحت و نيكويى است ، و « كرم » [ دارندهء ] افعال ستوده را گويند ، و عرب به اعتبار منفعتها « رز » را كرم خواندندى . و چون شريعت خمر را تحريم فرمود ، روا نداشت كه مادّهء حرامى را كه ام الخبائث است بدين نام ستوده ياد كنند ، چه آن را در تازى نامهاى ديگر هست ، چون جفنه و حبله ، و مسلمان را به نام ستوده اولى ديد . و بو هريره روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : لا يقولنّ أحدكم عبدى امتى كلّكم عبيد اللّه و كلّ نسائكم إماء اللّه و لكن ليقل غلامى و جاريتي و فتاي و فتاتى ، و لا يقول المملوك ربّى و لا ربّتى و لكن سيّدى و سيّدتى ، كلّكم عبيد و الرّبّ اللّه ، اى ، نگويد يكى از شما « بندهء من ، پرستار من » ، همهء شما بندگان خداييد و همهء زنان شما پرستاران خداى ، و ليكن لفظ « غلام و جاريه و فتاة و فتى » بايد گفت ، و بنده نبايد كه خواجه و كدبانو را « رب و ربّة » گويد ، و ليكن « سيّد و سيّدة » گويد ، همهء شما بنده‌ايد ، و ربّ خداى است . و گفت : لا تقولوا للمنافق سيّدنا فانّه ان لم يك سيّدكم « 216 » فقد أسخطتم ربّكم ،
هامش
( 214 ) إبراهيم نخعى ( زبيدى ) . كرم ، غلبه در كرم و جوانمردى . ( 215 ) تا ، حتى . ( 216 ) در عربى و شرح زبيدى : ان يكن سيّدكم . . . ( 7 - 577 ) ، اگر او مهتر شما باشد .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 330 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى