تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
سؤال براى آن كه در حال كافر باشد لعنت توان كرد ، چنان كه مسلمان را براى مسلمانى او در حال گويى رحمت خداى بر او باد ، اگر چه امكان دارد كه مرتد شود . جواب معنى « رحمه اللّه » آن باشد كه خداى - عز و جل - او را بر مسلمانى كه سبب رحمت است ثابت دارد ، و بر طاعت . و نتوان گفت كه خداى - عز و جل - بر كفر كه سبب لعنت است ثابت دارد ، چه آن خواستن كفر باشد ، و آن در نفس خود كفر است ، بل جايز آن است كه گويى : لعنت بر او باد اگر بر كفر مرده است ، و لعنت بر او مباد اگر بر اسلام مرده است . و آن غيب است كه دانسته نشود . و مطلق متردد باشد ميان دو جهت ، و در آن خطر است ، و در ترك لعنت خطر نيست . و چون اين در كافر شناختى ، در زيد فاسق يا زيد مبتدع اولى باشد . چه در لعنت شخصها خطر است ، زيرا كه احوال ايشان مختلف شود ، و از مردم پوشيده است ، مگر از پيغامبر - عليه السلام - چه رواست كه او كسى را كه وفات او بر كفر باشد بداند . و براى آن أبو جهل بن هشام و عتبة ابن ربيعه و جماعتى را كه روز بدر بر كفر كشته شدند دعاى بد كردى ، تا به حدى كه كسى را كه عاقبت او نمىدانست لعنت مىكرد ، حق تعالى از آن نهى فرمود . چه آمده است كه جماعتى را كه اصحاب بئر معونه « 60 » را كشته بودند يك ماه در قنوت لعنت كرد ، اين آيت منزل شد :
لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظالِمُونَ .
« 61 » چه بسيار باشد كه ايشان توبه كنند ، پس تو از كجا دانى كه ايشان ملعونند ؟ و همچنين كسى كه روشن شود كه مرگ او بر كفر بود لعنت كردن و نكوهيدن او جايز باشد ، اگر مسلمانى از آن نرنجد . چنان كه آمده است كه پيغامبر - عليه السلام - ابو بكر را پرسيد از كورى كه در راه طايف بر آن گذشت ، گفت : اين كور كسى است كه بر خداى و پيغامبر او گردنكشى مىكرد . و او سعيد بن عاص بود ، و پسر او عمرو بن سعيد از اين برنجيد و گفت : يا رسول اللّه ، اين كور كسى است كه طعام دهنده‌تر و شجاع‌تر از أبو قحافه « 62 » بود . ابو بكر گفت : يا رسول اللّه ، اين بر من چنين سخنى گويد ! پيغامبر گفت : دست از ابو بكر بدار . پس عمرو بن سعيد برفت ، و پيغامبر روى به أبو بكر آورد و گفت : اى أبو بكر ، چون ذكر كافران گوييد بعموم گوييد ، چه اگر بخصوص گوييد ، پسران از براى پدران برنجند . پس مردمان از آن باز بودند .
هامش
( 60 ) بئر معونه ، چاهى نزديك مدينه . ( 61 ) آل عمران 83 - 12 . ( 62 ) ابو قحافه ، كنيهء أبو بكر .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 259 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى