و گفتهاند كه منصور بن معتمر چهل سال پس از نماز خفتن سخن نگفت . و آمده است كه ربيع بن خثيم « 13 » بيست سال سخن دنيا نگفت ، و چون بامداد برخاستى دوات و قلم و كاغذ بنهادى و هر چه گفتى بنوشتى ، پس شبانگاه با نفس خود حساب كردى .
سؤال : اين فضيلت بسيار خاموشى را به چه سبب است ؟
جواب : سبب آن به بسيارى آفتهاى زبان است از خطا و دروغ و سخنچينى و غيبت و ريا و نفاق و فحش و مرا و ستودن نفس و خصومت و فضول و خوض در باطل و تحريف كردن سخن و زيادت و نقصان و رنجانيدن مردمان و دريدن پردهها .
و اين آفتهاى بسيار است كه به زبان سبقت نمايند و بر وى گران نيايد « 14 » و در دل شيرين است ، و از طبع و شيطان بر آن باعثهاست . پس خوض كنندهء در آن كم تواند كه زبان را ضبط كند تا در آن چه واجب باشد مطلق گرداند ، و از آن چه واجب نباشد نگاه دارد . چه آن [ 138 ] از غوامض علم است ، چنان كه تفصيل آن بخواهد آمد .
پس در خوض خطر است و در خاموشى سلامت . پس براى آن فضيلت خاموشى بسيار است ، با آن چه در آن جمع همت است ، و دوام وقار ، و فارغ شدن براى عبادت و ذكر و فكر ، و مسلم ماندن از تبعات سخن در دنيا ، و از حساب آن در آخرت . و حق تعالى گفته است :
ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ،
« 15 » اى ، هيچ سخن نگويد كه نه نزديك وى نگاه دارندهاى حاضر باشد .
و دليل بر آن كه خاموشى لازم است آن است كه سخن چهار قسم است . قسم اول زيان محض ، دوم سود محض ، سوم آن چه در او سود و زيان هست ، چهارم آن چه در او نه سود است نه زيان .
اما آن چه زيان محض است ، خاموش بودن از آن چاره نيست ، و همچنين آن چه در آن زيان و سود است كه سود آن كم از زيان آن است .
و اما آن چه در آن سود و زيان نيست آن فضول است ، و مشغول شدن بدان تضييع روزگار ، و آن عين زيانكارى است .
هامش
( 13 ) در شرح زبيدى : ربيع بن خيثم .
( 14 ) در شرح زبيدى : ( و هي سياقة إلى اللسان لا ينفك عنها ) اى عن مجموعها ( 7 - 458 ) .
( 15 ) ق 50 - 18 .