تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
پس نماند مگر قسم چهارم . و سه ربع سخن ساقط شد و يك ربع باقى ماند . و در اين ربع خطر است ، چه در او آميخته شود آن چه در آن بزه باشد ، از دقيقه‌هاى ريا ، و خود را بر آراستن ، و غيبت ، و ستودن نفس . و فضول سخن آميختنى است كه دريافت آن دشوار بود . پس آدمى بدان در مخاطره افتد . و هر گاه كسى دقايق آفت‌هاى زبان شناسد - چنان كه ياد خواهيم كرد - قطعا بداند كه آن چه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - گفته است : من صمت نجا ، فصل خطاب است . و به خداى كه جواهر حكم است ، و جوامع كلم از حضرت الهى نصيب او بود . و آن چه در زير آحاد كلمات اوست ، از گنجهاى معانى ، جز خواص علما ندانند ، « 16 » و از آن چه ما ياد خواهيم كرد ، از آفت‌ها و دشوارى احتراز از آن ، حقيقت آن تو را معلوم شود . ان شاء اللّه تعالى . و ما اكنون آفت‌هاى زبان بشمريم ، و آغاز از سبك‌تر آن كنيم ، و بتدريج سوى گران‌تر ترقى نماييم ، و سخن غيبت و سخن‌چينى و دروغ در آخر آريم ، چه نظر در آن درازتر است . و آن بيست آفت است .

آفت اول گفتن سخنى كه از آن مستغنى باشد

( 1 ) و بدان كه بهتر حالهاى تو آن است كه ألفاظ خود را نگاه دارى از همهء آفت‌ها كه ياد كرديم ، از غيبت و دروغ و مرا و نفاق و غير آن . و سخن مباح گوى ، كه تو را و مسلمان ديگر را اصلا زيان ندارد ، الاّ آن كه از آن چه مستغنى باشى و بدان حاجت ندارى ، اگر بگويى پس روزگار خود ضايع كرده باشى ، و بر عمل زبان خود را در حساب انداخته ، و نيكوتر را به بتر بدل كرده . چه اگر سخن را در فكرت صرف كنى ، بسى باشد كه از نفحات رحمت الهى در حال فكرت بر تو چيزى گشاده شود كه فايدهء آن بزرگ باشد ، و اگر تهليل و تسبيح و ذكر گويى ، هر آينه آن تو را بهتر بود ، چه بسيار كلمه باشد كه به سبب آن كوشكى در بهشت بنا كنند . و كسى كه تواند كه گنجى از
هامش
( 16 ) در شرح زبيدى : ( و لا يعرف ما تحت آحاد [ حروف ] كلماته من بحار المعاني الاّ خواص العلماء ) إذ هي ثمان أحرف [ يعنى حروف « من صمت نجا » ] و قد جمع فيها خير الدنيا و الآخرة ، و هو أبلغ من قول القائل : « من سكت سلم » ( 7 - 459 ) .