شود ، و رضا از وى حاصل نيايد مگر به دو توبه . و براى آن حق تعالى در كار منافقان تشديد فرموده است و گفته :
إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ .
« 103 » زيرا كه كافر كفر برزيده است و ظاهر كرده ، و « 104 » اين كفر برزيده است و پوشيده . و پوشيدن او كفر را كفرى ديگر است ، زيرا كه نظر خداى تعالى را در دل خود حقير شمرده است ، و چشم مخلوقان را بزرگ داشته ، پس كفر از ظاهر خود محو كرده .
و عارفان به شهوتها بل به معصيتها مبتلا شوند ، و به ريا و غش و پوشيده داشتن مبتلا نشوند . بل كمال عارف آن است كه شهوتها براى خداى تعالى بگذارد ، و از نفس خود شهوت ظاهر كند براى اسقاط منزلت خود از دل خلق . و يكى از ايشان آرزوها « 105 » بخريدى و در خانهء خود بياويختى ، و « 106 » او در آن بىرغبت بودى و لكن براى پوشيدن حال خود خواستى تا دل عارفان از نفس خود برگرداند تا ايشان حال او بر او مشوش نكنند .
پس نهايت زهد آن است كه در زهد زاهد باشد به اظهار ضد آن . و اين كار صدّيقان است ، چه جمع است ميان دو صدق ، چنان كه اول جمع است ميان دو دروغ . پس اين دو گرانى تحمل نموده است ، و دو قدح صبر دو بار تجرع كرده : يك بار [ 123 ] به خوردن و يك بار به قذف آن .
پس لا جرم ايشان دو بار مزد يابند بدانچه صبر كردند ، چنان كه حق تعالى گفته است :
أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِما صَبَرُوا .
و اين طريق آن كس را ماند كه آن چه به وى دهند در آشكارا بستاند و در سر بدهد ، تا نفس خود را به مذلت آشكارا و درويشى پوشيده قهر كند .
پس كسى كه اين از وى فوت شود بايد كه اظهار شهوت و نقصان خود و صدق در آن [ از او ] فوت نشود . و نبايد كه سخن شيطان وى را بفريبد كه تو چون ظاهر كنى ديگرى به تو اقتدا كند ، پس براى اصلاح ديگرى پوشيده دار ، چه اگر قصد او اصلاح ديگرى باشد ، اصلاح نفس خود او را مهمتر از اصلاح ديگرى بود . پس قصد او رياى مجرد است ، و شيطان آن را در معرض اصلاح ديگرى بر وى رايج مىكند ، و براى آن ظاهر شدن آن بر او گران آيد ، اگر چه داند كه كسى كه بر آن اطلاع يابد در كردن به دو اقتدا نكند ، و به اعتقاد آن كه او تارك شهوتهاست منزجر نشود .
آفت دوم آن كه ترك شهوتها تواند ، و ليكن شادى نمايد به سبب آن كه بدان معروف شود ، و به
هامش
( 103 ) نساء 4 - 145 .
( 104 ) و حال آن كه .
( 105 ) چيزهايى كه دلش مىخواست و هوس داشت .
( 106 ) و حال آن كه .