تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
بيمارى تندرست را بيند كه انواع طعامها مىخورد و او نيز بخورد ، و خود را تندرست پندارد تا هلاك شود . و دليل بر آن كه تقدير طعام به مقدارى اندك و وقتى مخصوص و نوعى مخصوص در نفس خود مقصود نيست و مجاهدهء نفسى است كه حق را گردن ننهاده باشد و به رتبت كمال نرسيده آن است كه پيغامبر را - صلّى اللّه عليه و سلّم - در طعام تقديرى و توقيتى نبود . عايشه - رضى اللّه عنها - گفت : پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - روزه داشتى تا گفتمى كه نيز افطار نكند ، و افطار كردى تا گفتمى كه نيز روزه ندارد . و بر اهل خود درآمدى و گفتى : هل عندكم من شيء ؟ اى ، نزديك شما چيزى هست ؟ اگر [ گفتندى ] هست بخوردى ، و اگر [ گفتندى ] نيست گفتى : انّى إذا أصوم ، اى ، من اكنون روزه دارم . و هر گاه چيزى پيش او آوردندى گفتى : اما انّى كنت أردت الصّوم ، اى ، من روزه خواستم داشت . پس بخوردى . و روزى بيرون آمد و گفت : روزه دارم . و عايشه گفت : بر ما طعامى كه از مسكه و خرما سازند [ 121 ] آورده‌اند . گفت : كنت أردت الصّوم و لكن قرّبيه ، اى روزه خواستم داشت ، و ليكن پيش آر آن را . و براى آن چون سهل را از حال بدايت او پرسيدند ، انواع رياضتها حكايت كرد : يكى آن كه مدتى قوت او برگ سدر بود ، و ديگر آن كه سه سال ريزهء كاه خورد ، و ديگر آن كه قوت او در سه سال سه درم بود . گفتند : در اين وقت چگونه‌اى ؟ گفت : بىحد و بىوقت معين مىخورم . و بدين آن نخواسته است كه بسيار مىخورم ، اى ، مقدارى معين نمىكنم ، و آن چه مىيابم مىخورم . و بر معروف كرخى طعامهاى خوش آوردندى بخوردى ، گفتند : برادرت بشر از اين نخورد ، گفت : ورع او را در قبض داشته است ، و معرفت مرا در بسط آورده . پس گفت : من مهمانم در سراى مولى ، چون بدهد بخورم ، و چون گرسنه دارد صبر كنم ، مرا بر اعتراض و التماس و تمييز چه كار ؟ و إبراهيم ادهم يكى را از دوستان خود سيم داد و گفت : براى ما مسكه و انگبين و نان ميده خر . گفت : يا ابا اسحاق ، به كل اين سيم بخرم ؟ گفت : اى نيكبخت ، چه استكثار مىكنى ؟ ما چون بيابيم مردوار بخوريم ، و چون نيابيم مردوار صبر كنيم . و يك روز طعام بسيار ساخت ، و طايفه‌اى اندك را كه در ميان ايشان اوزاعى و ثورى بود بخواند ، پس ثورى وى را گفت : نمىترسى كه اين اسراف باشد ؟ گفت : در طعام اسراف نباشد ، اسراف در جامه و متاع باشد . و كسى كه علم از سماع و نقل گيرد بر سبيل تقليد ، اين از إبراهيم ادهم ديد ، و بشنود كه