تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
و آمده است كه عابدى دوستى را مهمان خواند و گرده‌ها پيش او نهاد ، او آنها را گردانيدن گرفت تا نيكوتر آن اختيار كند ، عابد گفت : آهسته باش ، اين چه مىكنى ؟ نمىدانى كه در گرده‌اى كه از آن اعراض مىنمايى چندين و چندين حكمت است ، و چندين و چندين صانع در آن عمل كرده‌اند ، تا ابرى كه آب برداشته است ، و آبى كه زمين تر كرده است ، و بادها ، و زمين ، و ستوران ، و آدميان ، تا به تو رسيده است ، آن گاه تو پس از اين همه آن را مىگردانى و نمىپسندى ؟ و در خبر است : لا يستدير الرّغيف و يوضع بين يديك حتّى يعمل فيه ثلاثمائة و ستّون صانعا ، اوّلهم ميكائيل الّذي يكيل الماء من خزائن الرّحمة ، ثمّ الملائكة الّتي تزجى السّحاب ، و الشّمس و القمر و الافلاك و ملكوت الهواء و دوابّ الارض ، و آخر ذلك الخبّاز :
« وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها »
« 88 » ، اى ، گردى نپذيرد گرده و پيش تو نهاده نشود تا سيصد و شصت صانع در آن كار نكنند ، اول ايشان ميكائيل - عليه السلام - كه از خزاين رحمت آب پيمايد ، پس فريشتگانى كه أبر را برانند ، و خورشيد و ماه و افلاك و كواكب و ملكوت هوا و ستوران زمين ، و آخر آن نانپز : « و اگر بشمريد نعمت خداى را نتوانيد » . و يكى از ايشان گفت كه بر قاسم جوعى رفتم و او را پرسيدم كه زهد چه باشد ؟ گفت : در اين معنى تو چه قولها شنيده‌اى ؟ من چند قول بر شمردم ، او خاموش بود ، گفتم : شما چه مىگوييد ؟ گفت : بدان كه شكم دنياى بنده است ، به اندازهء آن چه [ بنده ] مالك شكم باشد مالك زهد بود ، و به اندازهء آن چه شكم مالك او باشد دنيا مالك [ 118 ] او بود . و بشر بن حارث بيمار شد ، عبد الرحمن طبيب را پرسيد كه از خوردنيها مرا چه موافق باشد ؟ گفت : از من پرسى ، و چون تقرير كنم قبول نكنى . بشر گفت : تقرير كن تا بشنوم . گفت : سكنگبين تناول كن و آبى « 89 » خوش بمك و سپيدبا « 90 » بخور . بشر گفت : چيزى اندك بهاتر از سكنگبين دانى كه به جاى او بايستد ؟ گفت : نى . گفت : من دانم . گفت : آن چيست ؟ گفت : سكبينج « 91 » به سركه . پس گفت : چيزى اندك بهاتر از آبى شناسى ؟ گفت : نى ، گفت : من شناسم ،
هامش
( 88 ) إبراهيم 14 - 34 ، نحل 16 - 18 . ( 89 ) آبى ، به . ( 90 ) سپيدبا ، سفيد با ، آش اسفناج با ماست ( زمخشرى ) . ( 91 ) سكبينج ( معرب سكبينه ) ، صمغ گياهى دارويى . « سكبينج » در ترجمهء « هندبا » ( كاسنى ) آمده است .