تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
خرنوب شامى « 92 » . گفت : چيزى كم بهاتر از سپيدبا دانى كه به جاى او بايستد ؟ گفت : نى . گفت : من دانم ، نخود آب به روغن گاو . پس عبد الرحمن طبيب گفت : در طب ، تو عالم‌تر از منى ، چرا از من مىپرسى ؟ پس دانستى كه اين جماعت از خوردن آرزوها و از سير شدن از قوتها چگونه امتناع مىنمودند . و امتناع ايشان براى فايده‌هايى بود كه ياد كرديم . و در بعضى وقتها حلال خالص نمىيافتند ، پس نفس خود را رخصت نمىدادند مگر در قدر ضرورت ، و شهوتها از ضرورات نيست . تا به حدى كه بو سليمان دارانى گفت : نمك شهوت است ، زيرا كه زيادت از نان است ، و آن چه وراى نان است شهوت است . و اين نهايت كار است . و هر كه اين نتواند ، او بايد كه از نفس خود غافل نشود ، و در شهوتها حرص ننمايد ، چه اسراف باشد كه كل آن چه آرزو برد بخورد ، و كل آن چه خواهد بكند . پس بايد كه بر خوردن گوشت مواظبت « 93 » ننمايد . على - رضى اللّه عنه - گفت : هر كه چهل روز گوشت بگذارد ، خوى او بد شود ، و هر كه چهل روز بر خوردن آن مداومت بنمايد ، دلش سخت گردد . و گفته‌اند : مداومت گوشت را ضراوتى است چون ضراوت خمر . و هر گاه كه گرسنه باشد و آرزومند مباشرت ، نبايد كه هم خوردن و هم مباشرت به جاى ، آرد ، و نفس را به دو آرزو برساند ، چه بر وى قوّت يابد . و بسيار باشد كه نفس خوردن را براى نشاط مباشرت طلبد . و مستحب است كه بر سيرى نخسبد ، چه ميان دو غفلت جمع كرده باشد و سستى عادت گيرد و دلش سخت شود ، و لكن بايد كه نماز گزارد يا بنشيند و خداى را ياد كند ، چه آن به شكر نزديك‌تر . و در حديث است : أذيبوا طعامكم بالصّلاة و الذّكر و لا تناموا عليه فتقسو قلوبكم ، اى ، طعام خود را به نماز و ذكر بگدازيد ، و بر آن نخسبيد كه دلتان سخت شود . و اقل نماز و ذكر آن است كه چهار ركعت بگزارد ، يا صد تسبيح بگويد ، يا يك جزو از قرآن بخواند پس هر خوردنى . و سفيان ثورى چون شبى سير شدى آن شب احيا كردى ، و چون روزى سير شدى به ذكر و نماز پيوستى ،
هامش
( 92 ) خرنوب ، گياهى دارويى ، خرنوب شامى قسمى از آن است . ( 93 ) مواظبت ، پيوسته بر كارى بودن ، توجه داشتن ، لازم گرفتن .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 200 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى