تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
و بايد كه در روز خفتن نگذارد ، چه آن كاهلى بار آرد . و از خفتن شب باز ندارد ، و لكن از بسترهاى نرم منع كند تا عضوهاى او صلب « 162 » گردد و تن او نحيف نشود ، پس صبر نتواند كرد از تنعم . بل عادت فرمايد بر درشتى طعام و لباس و بستر . و بايد كه باز دارد از هر چه پوشيده كند ، چه پوشيده نكند مگر بدانچه معتقد زشتى آن باشد . و چون بر آن گذاشته شود ، بر كردن زشتى خوى گيرد . و عادت فرمايد كه در بعضى از روز برود و حركت و رياضت كند تا كاهلى بر او غالب نشود . و عادت فرمايد كه اطراف خود برهنه نكند ، و زود نرود ، و دستها را سست فرو نگذارد ، بل با سينه فراهم آرد . « 163 » و باز دارد از آن چه فخر كند بر اقران خود به چيزى كه در ملك مادر و پدر او باشد ، و يا به چيزى از خوردنى و پوشيدنى و لوح و دوات خود . و عادت فرمايد تواضع و اكرام كسى كه با وى معاشرت كند ، و تلطف در سخن گفتن با ايشان . و باز دارد كه از كودكان چيزى به واسطهء حشمت بستاند اگر او از فرزندان محتشمان باشد ، بل بياموزد كه رفعت در دادن است نه در گرفتن ، زيرا كه استدن لؤم و خست است . و اگر از اولاد درويشان بود بياموزد كه طمع و ستدن خوارى و مذلت بود ، و آن عادت سگ است ، چه در انتظار لقمه‌اى تبصبص « 164 » كند . و در جمله دوستى زر و سيم و طمع آن نزديك كودكان زشت گرداند ، و از آن بيش از آن ترساند كه از مار و كژدم ، چه آفت دوستى زر و سيم و طمع آن بيش از آفت زهرهاست بر كودكان ، بل بر بزرگان نيز . و بايد كه او را عادت فرمايد كه در مجلس آب دهن نيندازد ، و بينى پاك نكند ، و در حضور ديگرى فاژه نكشد ، و پشت به ديگرى نيارد ، و پاى بر پاى ننهد ، و كف دست را زير زنخ ندارد ، و بازو را ستون سر نسازد كه آن دليل كاهلى است ، و كيفيت نشستن بياموزد . و بايد كه از بسيارى سخن بازدارد ، و بيان كند با وى كه آن دليل وقاحت است ، و آن عادت فرزندان لئيمان . و از سوگند راست و دروغ اصلا او را منع كند تا در آن خردى بر آن
هامش
( 162 ) صلب ، سخت ، قوى . ( 163 ) در شرح زبيدى : ( بل يضمها إلى صدره ) فإنه اقرب إلى الادب ( 7 - 365 ) . ( 164 ) تبصبص ، دم جنباندن ، چاپلوسى كردن .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 152 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى