تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
او مذمت نمايد و كودك با أدب اندك خوار را پيش او بستايد ، و ايثار طعام و قلت التفات بدان و قناعت به طعام درشت - از هر طعامى كه باشد - به نزديك وى دوست گرداند . و از جامه‌ها ، سفيد را در چشم وى بيارايد ، و رنگين و ابريشمين را بنكوهد ، و بر وى مقرر گرداند « 161 » كه آن كار زنان و مخنثان است ، و مردان از آن ننگ دارند ، و آن را بر وى مكرر كند . و چون بر كودكى جامهء ابريشمين يا رنگين بيند بايد كه آن را مستنكر دارد و بنكوهد . و كودك را نگاه دارد از كودكانى كه عادت دارند بر تنعّم و ترفّه و پوشيدن جامه‌هاى فاخر ، و از مخالطت هر كه از وى چيزى شنود كه وى را در آن راغب گرداند . چه كودك چون در آغاز باليدن مهمل گذاشته آيد ، در اكثر حال بدخو و بدخواه و دزد و دروغزن و سخن‌چين و لجوج و فضول و بدسگال و ناپاك آيد . و بايد كه از آن همه به حسن تأديب نگاه دارد . پس بايد كه در مكتب به آموختن قرآن و اخبار و حكايتهاى نيك مردان و حالهاى ايشان مشغول گرداند ، تا دوستى پارسايان در نفس وى نهال شود . و نگاه دارد از شعرهايى كه در آن ذكر عاشق و عشق و اهل اين باشد ، و از مخالطت اديبانى كه چنين گويند كه « اين از زيركى و رقت طبع بود » ، چه آن در دل كودك تخم فساد كارد . پس هر گاه كه از كودك خويى نيك و كارى ستوده ظاهر شود بايد كه براى آن وى را گرامى دارد ، و پاداش دهد بدانچه شاد گردد ، و ميان مردمان بستايد . و اگر در بعضى حالها يك بار به خلاف آن كند بايد كه تغافل نمايد و پردهء وى ندرد و كشف نگرداند و ظاهر نكند كه صورت بندد كه كسى بر مثل آن دليرى كند ، خاصه چون كودك آن را بپوشد و در اخفاى آن بكوشد ، چه اظهار آن بسيار باشد كه وى را دلير گرداند تا به حدى كه پس از آن از مكاشفه باك ندارد . و اگر بار دوم معاودت نمايد بايد كه در سر عتاب كند و كار آن را بزرگ گرداند و گويد : بپرهيز از آن كه كسى در مثل اين بر تو اطلاع يابد ، چه در ميان مردمان رسوا شوى . و هر وقتى با وى بسيار عتاب نكند ، چه آن شنيدن ملامت كردن زشتيها را آسان گرداند بر وى ، و از دل او وقع سخن را ساقط گرداند . و بايد كه پدر هيبت سخن گفتن با او نگاه دارد ، جز گاهى وى را سرزنش نكند . و مادر از پدر [ 92 ] بترساند ، و از زشتيها بازدارد .
هامش
( 161 ) مقرر گردانيدن ، معلوم گردانيدن ، ثابت كردن .