اين مقام .
و واجب است كه از خويهاى ديگر سليم باشد تا او را علاقت نبود به چيزى كه از آن تعلق به دنيا دارد ، تا آن گاه كه نفس از دنيا رحلت كند و آن علايق از او منقطع باشد و بدان التفات نكند و سوى اسباب آن ننگرد . و در اين حال به پروردگار خود بازگردد ، بازگشتن « نفس مطمئنة » كه « راضية مرضيّه » باشد ، و در زمرهء بندگان خداى تعالى داخل شود ، از پيامبران و صدّيقان و شهيدان و صالحان ، و ايشان رفيقان نيكاند .
و چون وسط حقيقى ميان دو طرف در غايت غموض است ، بل باريكتر از موى است و تيزتر از شمشير ، پس لا جرم هر كه بر اين صراط مستقيم در دنيا راست ايستد بر مثل اين صراط در آخرت بگذرد . و كم باشد كه بنده بىميلى « 104 » بود از صراط مستقيم ، اى ميانه ، چنان كه به يكى از دو جانب مايل نباشد . پس دل او متعلق بود به جانبي كه سوى آن ميل دارد . و براى آن از نوع عذابى و گذشتنى بر آتش خالى نماند ، اگر چه گذشتن او مثل برق باشد . قال اللّه تعالى :
وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا ،
« 105 » اى ، هيچ كس نيست از شما كه نه به آتش آيد و پروردگار تو اين را بر خود جزم واجب گردانيده است و قضا كرده ، پس نجات دهيم آن كسان را كه نزديكى ايشان به صراط بيش از دورى ايشان بوده است از آن .
و براى آن كه استقامت دشوار است ، بر هر بنده واجب است كه در هر روز هفده بار آن را از خداى - عز و جل - بخواهد و بگويد :
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ .
چه فاتحه در هر ركعتى واجب است . و يكى از ايشان پيغامبر را - عليه السلام - در خواب ديد [ 81 ] و گفت : يا رسول اللّه فرمودهاى شيّبتنى سورة هود ، « 106 » آن براى چه فرمودهاى ؟ گفت : براى قول حق تعالى :
فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ
« 107 » ، اى ، راست ايست چنان كه فرموده شدهاى . پس راست ايستادن بر ميانهء راه راست در غايت غموض است ، و لكن بايد كه آدمى در آن كوشد كه به استقامت نزديك شود اگر حقيقت استقامت نتواند . پس هر كه نجات خواهد جز به عمل صالح نيابد ، و اعمال صالح جز از اخلاق حسنه نزايد . پس بايد كه هر بندهاى صفتها و خويهاى خود را تفقد كند ، و آن را بشمرد ، و به علاج يكان يكان از آن بر ترتيب مشغول شود .
هامش
( 104 ) ميل ، گرايش ، كژى ، انحراف .
( 105 ) مريم 19 - 71 و 72 .
( 106 ) سورهء هود مرا پير كرد .
( 107 ) هود 11 - 112 .