بيان علامتهاى بيمارى دل و علامتهاى باز آمدن وى به صحت
( 1 ) بدان كه « 98 » هر عضوى از اعضاى تن براى فعلى كه خاص اوست آفريده شده است . و بيمارى او جز آن نيست كه فعلى كه براى آن آفريده شده است بر وى متعذّر شود ، چنان كه از او اصلا حاصل نيايد يا با نوعى از اضطراب حاصل آيد . چه بيمارى دست آن است كه گرفتن بر او متعذر باشد ، و بيمارى چشم آن كه ديدن بر او متعذر گردد . و همچنين بيمارى دل آن است كه فعل خاص او كه براى آن آفريده شده است بر او متعذر گردد . و همچنين بيمارى دل آن است كه فعل خاص او كه براى آن آفريده شده است بر او متعذر شود . و اين علم و حكمت و معرفت حق تعالى است ، و محبت خداى تعالى و عبادت او ، و لذت يافتن از آن ، و برگزيدن آن بر هر شهوتى كه جز آن است ، و به همهء شهوتها و اندامها بر آن استعانت نمودن . قال اللّه تعالى :
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ .
« 99 » چه در هر عضوى فايدهاى است ، و فايدهء دل حكمت و معرفت است ، و خاصيت نفس ، كه آدمى از بهايم بدان متميز است ، تمييز او به قوّت خوردن يا مباشرت يا ديدن يا غير آن نيست ، بل به شناختن چيزهاست چنان كه هست .
و اصل چيزها و موجد و مخترع آن ، كه آن را چيزها گردانيده است ، بارى تعالى است ، پس اگر همهء چيزها را بشناسد و خداى را نشناسد ، چنانستى كه چيزى نشناخته است . و علامت شناختن دوستى است ، پس هر كه خداى را بشناسد ، وى را دوست دارد . و علامت دوستى آن است كه دنيا و غير آن از محبوبات بر وى اختيار نكند ، چنان كه حق تعالى مىفرمايد :
قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ،
« 100 » اى ، اگر پدران و پسران و برادران و زنان و دودمان شما و مالهايى كه الفختهايد و تجارتى كه از كساد آن مىترسيد و جايهايى كه آن را پسنديدهايد نزديك شما دوستتر است از خداى و رسول او و مجاهده در راه او ، پس چشم بايد داشت تا خداى - عز و جل - كار خود ظاهر گرداند . پس هر كه نزديك او چيزى دوستتر از خداى باشد ، دل او بيمار بود ، چنان كه هر معده كه گل را دوستتر از نان و آب دارد يا شهوت او از نان و آب ساقط شود ، بيمار باشد . پس اين علامت بيمارى است .
هامش
( 98 ) در نسخهء خطى : چنان كه ، در عربى : اعلم انّ .
( 99 ) ذاريات 51 - 56 .
( 100 ) توبه 9 - 24 .