زيرا : انجامشان دفعا للعقاب المحتمل است .
- وجوب ارشادى ، قابل نيت نيست ، و حال آنكه در عبادات امر مولوى مورد نظر است كه قابل نيت است .
يعنى : نمازى را كه شما مىخوانيد بايد امر مولوى آن را كه أقيموا الصلاة است در نظر بگيريد و نه امر ارشادى آن را كه أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول و اولو الامر است و قصد امتثال ندارد .
پس : عيبى كه در كلام اين حضرات است ، تشريع و بدعت نيست ، بلكه ارشادى بودن اين وجوب ظاهرى است كه قابل امتثال و قابل نيّت نيست . پس اينها بايد چه بكنند ؟
بايد وجوب واقعى را نيت بكنند ، وجوب واقعى هم در احدهما مىباشد كه چگونگى نيت در آن را در طريق دوم تعليم كرديم .
* پس مراد از ( و ذكرنا ورود الاشكال من هذه الجهة . . . الخ ) چيست ؟
اينست كه :
1 - برخى از مقدّمات ذاتا عباديت ندارند ، مثل رفتن به بازار و يا قطع مسافت جهت حج ، حتى پس از تعلّق امر مقدّمى به آنها .
2 - برخى از مقدمات هم ذاتا عبادتاند ، مثل : وضو كه پس از آمدن امر مقدّمى هم با همان عباديتى كه داشته مقدّمه نماز مىشود .
امّا عباديت وضوء از راه اين امر مقدمى حاصل نيامده است .
3 - برخى از مقدّمات نيز مورد بحثاند كه آيا قبل از مقدمه شدنشان ذاتا عباديت و رجحان دارند يا نه پس از مقدمه شدنشان ، عباديت مىيابند مثل : تيمم .
* حاصل و نتيجهء اين مطلب چيست ؟
مشكلهاى است كه در اينجا حاصل آمده است و آن اينست كه : آيا تيمّم از عبادات است و بايد به قصد قربت انجام شود يا نه ؟
* اين اشكال از كجا ناشى مىشود ؟
1 - از اينجا كه رجحان ذاتى آن مشكوك است .
2 - امر مقدّمى هم كه عبادت درستكن نيست .
پس : مشكل است بتوان تيمم را به قصد قربت انجام داد .
* * *
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 99
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٩٩