مقتضى دقت نظر بر خلاف اين مبناست و امر مقدمى ، به ويژه امر مقدّمى موجود در مقدّمهء علميّهاى كه امر بدان نمىشود مگر ( به نحو ) ارشادى ، و موافقتش موجب تقرّب نمىشود و هرگز امر مقدمى و ارشادى عمل را عبادت قرار نمىدهد جز اينكه فى نفسه و فى حدّ ذاته از عبادات باشد .
و به تحقيق در مسألهء تسامح در ادلّهء سنن بحث از امر و يا اوامر احتياط گذشت ؛ چنان كه در بحث مقدمه واجب ( يعنى بحث الفاظ ) ، پيرامون امر به احتياط و اينكه امر مقدّمى ، به سبب امر مقدّمى ، عبادت نمىشود مستوفى بحث نموديم .
* * *
تشريح المسائل
* مراد از ( انّ نية الفعل هو قصده على الصفة . . . الخ ) چيست ؟
اينست كه : نيّت هر فعلى عبارتست از :
قصد انجام آن فعل ، لكن برطبق صفت و خصوصيتى كه در آن فعل وجود دارد ، همان صفتى كه بخاطر آن ، اين عمل بر تو واجب شده است .
پس : در انجام عمل واجب ، آن صفت را مورد نظر قرار دهيم ، و لذا :
1 - اگر صفت فعل اين باشد كه معلوم بالتفصيل است ، بدين معنا كه ما تفصيلا مىدانيم كه فى المثل :
نماز ظهر واجب است ، بايد نيّتمان نيز تفصيلى و جزمى باشد ، يعنى معينا به همين عمل قصد قربت كرده و بىترديد بدانيم كه پاى عمل ديگرى در ميان نمىباشد .
به عبارت ديگر :
وقتى شما تفصيلا مىدانى كه نماز ظهر در روزهاى هفته واجب است ، اگر از شما سؤال شود اين نماز ظهر داراى چه صفتى است ؟ خواهيد گفت : علم تفصيلى من به وجوب آن .
و لذا :
نيّت شما براى اتيان نماز ظهر بر حسب همين صفت وجوب و هماهنگ با آن شكل مىگيرد .
* چگونه بايد نيّت را هماهنگ با صفت نمود ؟
بايد بگوئى : مثلا ؛ نماز ظهر مىخوانم واجب قربة الى اللّه .
2 - و اگر صفت فعل اين باشد كه معلوم بالاجمال است ، بدين معنا كه من بالاجمال مىدانم