اگر نماز واجب شده است به علّت مصلحت ذاتيّهاى است كه در آن وجود دارد .
* حال اگر از شما سؤال شود كه وقتى نماز مىخوانى به چه نتيجهاى مىرسى ؟
خواهى گفت : به بهشت مىرسم و از عقاب نجات پيدا مىكنم .
پس :
علّت وجوب نماز ، مصلحت ذاتيّه و نتيجه و معلول آن بهشت و نجات از عقاب است .
حال :
هر تكليفى كه ناشى از معلول باشد ، تكليف ارشادى ناميده مىشود .
* رابطهء اين بحث با وجه و طريق اوّل چيست ؟
اينست كه : دو نماز ظهر و جمعه در وجه اوّل على الظاهر واجباند آنهم براى دفع عقاب محتمل و لذا وجوب امتثال ندارد همانطور كه دستور پزشك ارشادى بوده و وجوب امتثال ندارد .
به عبارت ديگر :
همانطور كه عمل شما به نسخهء طبيب بخاطر امر طبيب نيست بلكه بخاطر دفع مرض از خودتان است ، در نتيجه وجوب امتثال ندارد .
همينطور هم وجوب ظاهرى اين دو نماز چون بخاطر نجات از نار است و نه بخاطر عمل به فرمان مولى ، پس ارشادى بوده و وجوب امتثال ندارد .
پس :
وجوب ارشادى مقرّب الى اللّه نيست ، آنى كه مقرّب الى اللّه است امتثال واجبات واقعيه است .
* حاصل و نتيجهء اين اشكال به وجه اوّل چيست ؟
اينست كه : چنين وجوبى از دو جهت قصد قربت نداشته و مقرّب نمىباشد
1 - يكى از اين جهت كه يك وجوب مقدّمى است ، و امر مقدمى نه عبادت درست كن است نه قصد امتثال دارد . زيرا امر غيرى است و امر غيرى دلالت ندارد بر اينكه ذات العمل نيز مطلوبيّت دارد .
2 - يكى هم از اين جهت كه يك وجوب ارشادى است و وجوب ارشادى بطور علىحده داراى امتثال و قصد قربت و ثواب و عقاب نيست ، آنكه مقرّب است ، نفس احد الفعلين است كه در واقع واجب است لكن عندنا مجهول مىباشد .
مثل : امر أطيعوا اللّه و . . . كه ارشادى است و قصد امتثال علىحده ندارد و مثل : أقيموا الصلاة كه داراى قصد امتثال و مقرب است . پس : طريقهء دوم كه عين احتياط است و بلامانع رجحان دارد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 85
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٨٥