1 - راجع به قصد تعيينى كه جناب قمى نگران آن بود و مىگفت با قصد تعيين چه مىكنيد ؟
قبلا گفته شد كه :
قصد تعيين از آن كسانى است كه علم تفصيلى داشته و تكاليف الهيّه را مىدانند . و لذا وقتى علم تفصيلى در كار نباشد ، قصد تعيين نيز در كار نبوده و ساقط مىشود .
2 - و راجع به قصد قربت و قصد وجه كه گفته مىشد ، مخالفت احتماليّه جايز است ، پس يكى را بايد بجاى آورد ، مىگوئيم :
خير ؛ يا وجوب هر دو را على الظاهر مورد نظر قرار بده و در هر دو قصد وجوب و قصد قربت بكن . يا واجب واقعى را به ترتيبى كه در اين طريق ( دوم ) گفتيم لحاظ كن و بگو :
نماز ظهر مىخوانم لتحقق واجب الواقعى به او برفيقه . . . الخ .
* نقص و كمبود طريق دوّم چيست ؟
همان قصد تعيين است كه نمىتوانيم معيّنا به ظهر يا جمعه قصد وجه و قربت كنيم ، بلكه با ترديد عبور مىكنيم ، لكن اين مطلب مشكلى ايجاد نمىكند .
زيرا :
چنان كه در پاسخ شمارهء يك در حاصل مطلب اين نقص را اينگونه پاسخ داديم كه : قصد تعيين به فرض اعتبارش مربوط به موارد علم تفصيلى و تمكن از آن معتبر است و در اينجا ساقط .
* مراد از ( و هذا هو الوجه الذى ينبغى ان يقصد ) چيست ؟
اينست كه : همين طريق دوّم از نظر شيخ متعيّن و قابل قبول و مورد پسند است كه مورد عمل واقع شود .
* محسّنات نيّت و يا طريق دوّم در چيست ؟
در اينست كه : اين كسى كه ظهر و جمعه مىخواند ، غرض اصلىاش تحقق انجام واجب واقعى است .
وقتى نيّت اينگونه صورت گرفت ، انجام عمل نيز به قصد تحقّق واجب واقعى صورت مىپذيرد ، كه هدف نيز رسيدن به واجب واقعى است .
در اينجاست كه قصد قربت نيز در راستاى وجوب واقعى قرار مىگيرد و لذا : اين طريق بهترين ، طريق است .
* مراد از ( يرد عليه : ان المقصود احراز . . . الخ ) در و امّا الوجه الاول چيست ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٨٣