تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
بيان دو ايراد و اشكال است بر وجه اوّل مبنى بر اينكه : اوّلا : هدف مكلّف ، امتثال واجب واقعى است و نه واجب ظاهرى . پس : عمل بايد به قصد وجه و قربت به واجب واقعى باشد و نه ظاهرى و حال آنكه : اين دو تلازمى با هم ندارند تا از نيّت وجوب مقدّمى ، نيّت وجوب واقعى لازم بيايد و هدف ما را تأمين نمايد . زيرا چه‌بسا مىتوان نيّت واجب ظاهرى كرد بدون اينكه نظر به واقع داشت . ثانيا : اصلا اين وجوب ظاهرى در ما نحن فيه امتثال ندارد و مقرّب نيست تا بدان قصد شود . چرا ؟ زيرا : وجوب هريك از ظهر و جمعه : 1 - يك وجوب ظاهرى است نه واقعى ، يعنى احدهما واجب است و نه كلاهما 2 - اين وجوب يك وجوب مقدّمى است و نه استقلالى و لذا بخصوص هريك مستقلا نمىتوان قصد قربت نمود 3 - اين وجوب به حكم عقل است و نه شرع ، چون كه عقل از باب دفع عقاب محتمل مىگويد هر دو را بجا بياور 4 - اين وجوب يك وجوب ارشادى است و نه مولوى چون كه هدف در آن نجات از هلاكت ترك واجب است به عبارت ديگر : - وقتى سؤال مىشود براى چه هر دو محتمل را بايد بجا آورد ، پاسخ مىدهند كه دفعا للعقاب المحتمل . حال چنان كه مكررا هم گفته شده مىگوئيم : 1 - هر تكليفى كه ناشى از معلول تكاليف باشد ، ارشادى است . فى المثل : وقتى گفته مىشود : احتط ، شما مىپرسيد براى چه ؟ در پاسخ گفته مىشود : للنجاة عن العقاب الأخروى . حال از شما مىپرسيم كه عقاب اخروى علّت تكاليف است يا معلول آنها ؟ خواهيد گفت : معلول تكاليف است . * اگر شما بپرسيد كه علّت تكاليف چيست ؟ به شما مىگوئيم : مصلحت ذاتيّه است ، يعنى :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 84 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى