برخى گفتهاند : اخفات واجب و جهر مبطل است ، يعنى قائل به مانعيّت شدهاند .
امّا : هيچيك از دو قول مزبور براى ما مدلّل نيست ، و لذا امر دائر است ميان شرطيّت جهر و يا مانعيّت آن و يا بالعكس ، امر دائر است ميان شرطيّت اخفات يا مانعيّت آن .
و يا فى المثل : شما مىدانيد كه در نمازهاى سه يا چهار ركعتى ، در ركعت سوّم يا چهارم مخيّر هستيد ميان خواندن سورهء حمد يا تسبيحات اربعه و لكن نمىدانيد كه آيا بايد بسم اللّه سورهء حمد را جهرا بخوانيد و يا اخفاتا ؟
در اينجا دوران امر است ميان شرطيّت و مانعيّت جهر به بسمله يا اخفات آن .
* مطلب دوّم در رابطهء با چه مطلبى است ؟
در دوران امر ميان جزئيّت يك امرى در عبادت و يا زيادى به آن . يعنى : ما اجمالا مىدانيم كه فلان امر جزء مأمور به است ، پس انجامش واجب است و يا زيادىاى است كه مبطل است ، پس انجامش حرام است .
حال سؤال اينست كه وظيفهء ما در اينجا چيست ؟
فى المثل : شما در اثناء خواندن سوره شك مىكنيد كه آيا حمد را خواندهايد يا نه ؟
در نتيجه مردّد مىشويد كه آيا برگرديد و حمد را به جا آوريد و يا برگشتن شما حرام است و چنان چه برگرديد زيادتى را مرتكب شدهايد كه مبطل است ؟
حال : منشا شك شما در وجوب و حرمت مذكور اينست كه :
1 - اگر مجموعهء حمد و سوره را جزء واحد به حساب بياوريد شك شما قبل از تجاوز محلّ است و بايد به شكّتان اعتنا كنيد و دوباره حمد را بخوانيد .
2 - و اگر حمد را يك جزء و سوره را جزء ديگر بدانيد ، شك شما پس از تجاوز محلّ است و نبايد به شكتان اعتنا كنيد و چنان چه برگرديد كار حرامى انجام دادهايد .
پس : دوران امر است ميان جزئيّت حمد و زيادى مبطل بودن آن .
* عبارة اخراى مطالب فوق در لسانى ساده چيست ؟
اينست كه : من نمىدانم كه آيا فلان عمل جزء واجب نماز است و يا زيادى محرّمه ؟ و يا به عبارت ديگر نمىدانم فلان عمل در نماز شرط است و واجب يا مانع است و حرام ؟
فى المثل : نمىدانم كه آيا جهر به بسم اللّه در يك يا دو ركعت آخر نماز سه ركعتى و چهار ركعتى براى كسى كه به جاى تسبيحات ، فاتحة الكتاب مىخواند ، شرط است يا مانع و مبطل ؟
و يا فى المثل : شما در هنگام نماز وارد سوره مىشويد ، لكن در اثناء سوره شك مىكنيد كه آيا
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 654
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦٥٤