تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥
امام عليه السّلام فرمودند : حكم اين مورد و امثال آن از اين آيهء شريفه معلوم مىشود كه فرموده است : * -
ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ .
يعنى : خداى تعالى در دين اسلام احكام حرجيّه قرار نداده و عسر و حرج ، از حدود و مرزهاى تكاليف است ، و لذا هر تكليفى كه حرجى شود ، مرفوع است . سپس حضرت فرمودند : ( امسح على المرارة ) . يعنى بر روى همان پارچه مسح كن . * كيفيت استدلال به آيهء شريفه را بنويسيد ؟ اوّلا : امام عليه السّلام يك مقدّمهء مسلّمهء خارجيّه‌اى مد نظر قرار داده و با در نظر گرفتن آن قاعدهء خارجيه فرموده است حكم را از آيهء شريفه استفاده كنيد . آن قاعدهء مسلّمه اينست كه : با تعذّر شرط ، مشروط ساقط نمىشود . و لذا مىگوئيم : 1 - شرط المسح كه عبارتست از مباشرة الماسح للممسوح حرج‌آور است و نه مشروط به عبارت ديگر مباشرت است كه در حق مكلف حرج دارد و نه مسح . 2 - آيهء شريفه مىفرمايد ، چيز حرجى در دين جعل نشده است . 3 - طبق آيه شريفه مباشرتى كه حرج دارد مجعول دين واقع نشده است . 4 - قاعدهء مسلمه وجود دارد كه سقوط الشرط لا يوجب سقوط المشروط . پس : يجب المسح على المرارة . به عبارت ديگر مىگوئيم : 1 - مسح مشروط است چرا كه قرآن در آيهء وضو آنجا كه فرموده : و امسحوا ، ما را بدان امر نموده است . 2 - شرط مباشرت ماسح با ممسوح بدين معناست كه دست بايد بر خود پوست پا كشيده شود . 3 - طبق آيهء نفى حرج ، چون مسح على البشرة حرجى است برداشته مىشود . امّا : دو احتمال باقى مىماند : 1 - اين كه اصل مسح برداشته نشده باشد بلكه تنها شرط آن برداشته شد . 2 - اين كه اصل مسح ساقط شده باشد . حال : اگر ما بخواهيم احتمال اوّل كه باقى بودن اصل مسح است را از آيهء شريفه برداشت كنيم . بايد اين مقدّمهء خارجيه را كه مىگويد با تعسّر شرط ، مشروط ساقط نمىشود ، ضميمه كنيم . و گرنه اگر مشروط هم ساقط شود بايد امام عليه السّلام مىفرمود : مسح ساقط مىشود .