* پاسخ شيخ به اين اشكال چيست ؟
مىفرمايد :
اوّلا : ما نشنيدهايم كه ( من ) به معناى ( باء ) تعديه باشد .
ثانيا : اين كه گفتيد ( من ) بيانيه است ، بله ( من ) بيانيه داريم ، و لكن ما نحن فيه جاى ( من ) بيانيه نيست ، چرا كه در اينجا امر مبهمى وجود ندارد تا كه بخواهيم با ( من ) بيانيه آن را برداريم ؟
كجاى أمرتكم بشىء فاتوا منه ، مبهم است ؟
بنابراين : حق اينست كه : ( من ) ظهور دارد در ( من ) تبعيضيّه و ( ما ) نيز ظهور دارد در ( ماء ) موصوله .
* اشكال صاحب فصول به حديث نبوى در اينجا چيست ؟
مىفرمايد :
1 - ( من ) براى تبعيض است ، ( ما ) نيز موصوله است ، معنا هم همانى كه شيخ فرمود .
2 - امّا حمل حديث بر ظاهر مستلزم تقديرات كثيره است .
در نتيجه : الاصل ، عدم التقدير ، پس از خير حمل حديث بر ظاهر بايد گذشت .
* مراد صاحب فصول از اين مطلب چيست ؟
اينست كه : اگر لفظ ( من ) به معناى تبعيضيه باشد :
1 - بايد كلمهء شىء را كه در حديث به طور مطلق ذكر شده است تقييد بزنيم به شىء مركب و داراى اجزاء تا بتوانيم بگوئيم : ( فأتوا بعضه المقدور ) ، امّا : الاصل ، عدم التقييد .
2 - همين شىء مركب را نيز بايد تقييد بزنيم به صورتى كه انجام جميع ممكن نباشد بلكه انجام بعض عمل ممكن و بعضى متعذّر باشد .
امّا : الاصل ، عدم التّقييد .
3 - پس از اين تقييد است كه دچار تخصيص اكثر مىشويم ، چرا كه بايد مواردى را كه اين قاعده در آنها جارى نيست ، از قبيل باب صوم ، باب حج و . . . كه اگر بعض عمل در آنها متعذّر باشد ، كلّ عمل ساقط مىشود ، را از معركه خارج كرد .
امّا : الاصل ، عدم التّخصيص .
در نتيجه : قول مشهور و شما جناب شيخ ، مستلزم تقييدات كثيره ، تخصيص اكثر و تقديرات بسيار است و لذا معناى حديث اين مىشود كه :
اذا امرتكم بشىء ذى اجزاء و لم تقدروا على اتيان جميعه فأتوا بعضه المقدور الّا الحجّ و
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 600
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٦٠٠