* از جناب شيخ مىپرسيم ظهور حديث در ما نحن فيه چگونه است ؟
مىفرمايد : ( من ) تبعيضيه است و ( ما ) در ما استطعتم موصوله .
پس تقدير حديث اينست كه : وقتى شما را امر كردم به عملى ، به جا بياوريد آن مقدارى از آن را كه مقدور شماست . پس حديث عينا ظهور در ما نحن فيه دارد و مدّعاى ما را كه وجوب الباقى است اثبات مىكند .
* اشكال وارده به حديث چيست ؟
برخى گفتهاند احتمال ديگر اينست كه : ( من ) بيانيّه باشد و يا به معناى ( باء ) تعديه باشد و ( ما ) نيز ، ماى مصدريّهء ظرفيّه باشد و نه موصوله .
حال : اگر ( من ) تبعيضيه باشد و ( ما ) موصوله ، معنا و تقدير حديث اين مىشود كه :
اذا امرتكم بشىء فأتوا بعضه الذى تقدرون .
و اگر ( من ) بيانيه باشد و ( ما ) مصدريه ، تقدير و معناى حديث اين مىشود كه :
اذا امرتكم بشىء فأتوا و المأتيّ ما استطعتم .
و اكر ( من ) به معناى ( باء ) تعديه گرفته شود ، تقدير حديث اين مىشود كه :
فأتوا به مدّة استطاعتكم .
يعنى : اگر دستور دادم به چيزى ، آن را انجام دهيد تا زمانى كه قدرت و استطاعت داريد .
فى المثل : مولى امر كرده به روزه ، بايد مادامىكه قادر بر گرفتن روزه هستيد ، روزه بگيريد .
خوب مفهوم آن اينست كه : وقتى از قدرت و استطاعت افتاديد مىتوانيد روزه نگيريد و يا فى المثل : شارع از شما نماز خواسته است ، بايد اين نماز را مادامىكه قادر بر خواندن و انجامش هستيد ، انجام دهيد و لذا در زمانى كه چنين استطاعتى از دست رفت ، خوب نماز هم از عهده ساقط است .
حال : بنا بر معناى اوّل : هدف حديث اينست كه : وقتى يك مقدارى از عمل را نمىتوانى انجام بدهى آن را انجام نده و لكن مقدارى را كه قادر هستى بايد انجام بدهى .
بنا بر معناى دوم : هدف حديث اينست كه : كليّهء تكاليف الهيه مشروط به قدرت است اگر انسان قادر بر مأمور به باشد ، مكلّف است و لكن اگر قادر برآن نبود تكليفى ندارد . و خلاصه اين كه حديث در مقام بيان يكى از شروط تكليف يعنى قدرت است .
خلاصه اين كه : دو احتمال و يا سه احتمال در حديث مىرود . اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 599
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٩٩