تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
بطلان هستند ، لكن ساير اجزاء و شرائط چه از روى عمد كم و زياد شوند و چه از روى سهو مبطل نمىباشند . 2 - اين كه حديث لا تعاد از دو جهت تخصيص داشته باشد بدين معنا كه مخصوص سهو باشد و نه عمد و مخصوص زيادت باشد و نه نقصان كه معنايش اينست كه خصوص زيادى سهوى به جز اين پنج مورد مبطل نيست . 3 - اين كه اين حديث اختصاص به سهو و نقصان داشته باشد ، يعنى نقصان سهوى ساير اجزاء مبطل نمىباشد . 4 - اين كه لا تعاد از جهت سهو مخصوص باشد و لكن از جهت زيادت و نقصان تعميم داشته باشد ، يعنى غير از موارد پنج‌گانه ، ساير اجزاء اگر سهوا يا عمدا كم و زياد شوند مبطل نيستند كه اين همان قول مشهور است . و لذا تفسيرى كه در بالا انجام گرفت يا بنا بر احتمال اوّل است ، يا بنا بر احتمال چهارم از طرف ديگر در باب نماز مرسله‌اى وجود دارد كه مىفرمايد : تسجد سجدتى السهو لكلّ زيادة و نقيصة ، كه اين مرسله از جهت عمد و سهو خاص است يعنى اختصاص دارد به صورت سهو و لكن از جهت زيادة و نقصان عام است و در جهت عموميتش مخالف با قاعدهء اوليه است چرا كه قاعده و يا اصل اوّلى مىگفت : نقصان الجزء و لو سهوا مبطل و حال‌آنكه اين مرسله مىگويد : نقصان سهوى مبطل نيست بلكه تنها موجب دو سجدهء سهو مىشود . و لذا : در اين‌گونه موارد كه ما دليل خاص داريم تابع دليل هستيم و لكن در جائى كه دليل خاصّى وجود نداشته باشد به آن اصول مراجعه مىكنيم . * مراد از ( فتلخّص من جميع ما ذكرنا : انّ الاصل الاوّلى فيما . . . الخ ) چيست ؟ نتيجه‌گيرى نهائى از مسائل سه‌گانه‌اى است كه در تنبيه اوّل مورد بحث قرار گرفت و لذا مىفرمايد : اصل بحث از آنجا آغاز شد كه اگر جزئيّت امرى در مأمور به اعم از اينكه نماز باشد و يا ساير عبادات مركبه ، ثابت شد و لكن اگر ما در ركنيّت آن شك داشته باشيم آيا اصل در اين اجزاء ركنيّت است الا ما خرج بالدليل ؟ و يا اصل در اين اجزاء ، عدم ركنيّت است الا ما خرج بالدليل ؟ و لذا با توجه به دو تفسيرى كه از ركن شد ، پاسخ اين سؤال مبتنى برآن دو تفسير است يعنى : - اگر ركنيّت را به معناى : ( ما تبطل العبادة بنقصه سهوا ) ، بگيريم ، بايد بگوئيم : الاصل فى