* سرّ مطلب چيست ؟
اينست كه : شك ما در اين زيادى عمدى از دو حال خارج نيست :
1 - يا شك ما در مانعيّت آن شىء زائد و يا به عبارت ديگر در شرطيّت عدم آن است كه در اين صورت كه صحت اجزاء سابقه رافع اين شك نمىباشد و به درد اثبات عدم مانعيّت نمىخورد .
چرا كه هيچ ملازمهاى بين صحت اين اجزاء و عدم مانعيّت اين شىء مشكوك وجود ندارد .
2 - و يا اين كه شك ما در قاطعيت آن شىء زائد است كه آيا با تحقق آن هيئت اتصاليّهء صلاة به هم زده شد يا نه ؟
در اينجا : استصحاب مىكنيم بقاء آن هيئت اتصاليه را و اين براى ما كافى است چرا كه اثر شرعى دارد و آن صحت عمل و عدم لزوم اعادهء آن است .
بنابراين :
1 - شك ما در شرطيّت و يا مانعيّت امرى نيست تا شما اشكال كنيد كه در اينجا استصحاب كردن و رفع المانع اثر عقلى است .
2 - شك ما در صحت باقىماندهء اجزاء نيز تنها از ناحيهء رفع هيئت اتصاليّه است و نگرانى ديگرى نداريم كه آنهم به واسطهء استصحاب ثابت مىشود كه هيئت اتصاليه به قوت خود باقى است و مرتفع نشده .
به هر صورت :
در شك در مانعيّت استصحاب جارى نمىشود تا گفته شود مثبت است يا نه .
در شك در قاطعيّت هم اگر استصحاب جارى كنيم ، اصل مثبت است .
* پس مراد از ( و لكن يمكن الخدشة فيما اخترناه من الاستصحاب . . . ) چيست ؟
اينست كه : شيخ ( ره ) بر خلاف آنچه كه تا به اينجا استصحاب را در شك در قاطعيت پذيرفت ، در اينجا مدّعى است كه اين استصحاب هم دچار اشكال است . و لذا مىفرمايد : اگر بخواهيم در باب شك در قاطعيّت استصحاب جارى كنيم مستصحب ما از دو حال خارج نيست :
1 - يا مستصحب ما هيئت اتصاليّه است .
2 - يا مستصحب ما قابليّت اجزاء سابقه براى انضمام است .
حال :
1 - اگر مستصحب از نوع اول يعنى هيئت اتصاليه است ، مرادتان از اين هيئت اتصاليه چيست ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 504
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٠٤