ترجمه
( استدلال بر صحت عمل پس از زيادت عمدى به واسطهء لا تبطلوا اعمالكم )
و گاهى براى اثبات صحت عبادت به هنگام شك در اثر پيش آمدن يك مانع تمسّك مىشود به اين سخن خداى تعالى كه مىفرمايد :
لا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُمْ .
زيرا حرمت ( و نهى از ) ابطال ، موجب امر به مضىّ و وجوب ادامهء عمل است ، و وجوب مضىّ ( به دلالت التزاميّة ، چه لفظيه و چه عقليه ) ، مستلزم صحت عمل است و لو به وسيلهء اجماع مركب ( و حكم به وجوب مضىّ و صحت عمل هر دو ) ، و يا به بركت عدم قول به فصل ميان اين دو مسئله ( يعنى وجوب المعنى و صحت عمل ) . در غير روزه و حج ( كه برفرض فساد عمل ، باز هم ادامهء عمل و اتمام آن لازم است ) .
و فقهاى بسيارى به پيروى از شيخ طوسى ( ره ) ، به اين آيهء شريفه استدلال كردهاند .
( مناقشهء شيخ در استدلال فوق )
شيخ مىفرمايد : اين استدلال مبتلا به اشكالى است ( كه بيان آن ) متوقف بر بيان معانى مختلفهاى است ( كه براى كلمهء ابطال ) ذكر شده است ، و لذا مىگوئيم :
( معانى حرمت ابطال عمل ) :
حقيقت ابطال ، به مقتضاى وضع باب افعال ، ايجاد بطلان در عمل صحيح و باطل گردانيدن آن است مثل اين سخن شما ( كه فى المثل بگوئيد ) ، اقمت زيدا ( قيام را در زيد ايجاد كردم پس از اين كه نشسته بود ) و يا اجلسته ( صفت جلوس را در او ايجاد كردم و . . . ) و يا اغنيته ( بىنيازى را در او ايجاد كردم . . . ) .
( معناى اول : )
و آيهء شريفه
لا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُمْ .
براساس معناى مذكور ، برمىگردد به نهى از فاسد قرار دادن عمل به نحوى كه هيچ اثرى برآن مترتّب نشود . همچون معدوم كه از اوّل وجود نداشته .
پس كلمهء ابطال در اينجا مثل كلمه ابطال در اين سخن خداى تعالى است كه مىفرمايد :
باطل نكنيد صدقاتتان را ( پس از آنكه به طور صحيح و با قصد قربت انجام داديد ) با منتگذارى و اذيت كردن بنابراين كه نهى از ابطال شده است به واسطهء اين دو عمل به شهادت و گواهى اين سخن خداى تعالى كه مىفرمايد : و در پى انفاق منّتى نگذارده و آزارى نكنند .