نكته :
از روايات مزبور استفاده مىشود كه نماز تنها در چند مورد اعاده مىشود و لكن از اين موارد كه بگذريم چنانچه نسيانا كم شود موجب اعاده نمىشود و همان عمل فاقد جزء قابل قبول است و لذا گاهى به دو سجدهء سهو اكتفا مىكند .
پس : اصل ثانوى در باب صلاة حكم به صحت است چرا كه بر خلاف اصل اوّلى دليل در همه جا حكم به بطلان عمل مورد نظر مىكرد .
* پس مراد از ( ثمّ انّ . . . ) چيست ؟
اينست كه : همهء مباحثى كه در اين مسئله تا به اينجا بيان شد پيرامون جزء منسىّ بود كه در سه مرحلهء ذيل روى آن بحث كرديم :
1 - اصل اوّلى بطلان عمل بدون جزء سهوا بود .
2 - نه از اصل برائت به عنوان اصل ثانوى استفاده مىشود و نه از حديث رفع .
3 - اصل ثانويه قابل قبول ، اصل اصالة الصحة در خصوص نماز بود .
حال : هرآنچه را كه در رابطهء با جزء منسىّ آورديم در رابطهء با شرط منسىّ هم مطرح است و لذا نيازى به تكرار و اعاده نيست .
نكتهها
نكته اوّل :
اولين مسئله از مسائل تنبيه اوّل بطلان عبادت در اثر بجا نياوردن سهوى جزء است چرا كه به نظر شيخ اگر جزئيّت چيزى براى مكلّف به ثابت شود ، اصل برائت نسبت به آن اجرا نمىشود ، مگر اينكه دليلى عام يا خاص بر صحت آن عبادت اقامه شود زيرا :
1 - چيزى كه در حال عمد جزء مكلّف به است ، در حال غفلت هم جزء آن است .
2 - با انتفاء جزء ، مأمور به يا مركب نيز منتفى مىشود . چرا كه مأتىّ به مطابق با مأمور به نمىباشد .
اين موافق نبودن و عدم تطابق معناى فساد و بطلان عمل است .
و اما : دليل بر اينكه مركب در هر حال جزء آن است و در اين جزء بودن ملاحظهء حال هشيارى و غفلت مكلّف نمىشود ، اينست كه :
1 - غفلت مكلّف موجب تغيير مأمور به نمىشود .