تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
نكته : از روايات مزبور استفاده مىشود كه نماز تنها در چند مورد اعاده مىشود و لكن از اين موارد كه بگذريم چنانچه نسيانا كم شود موجب اعاده نمىشود و همان عمل فاقد جزء قابل قبول است و لذا گاهى به دو سجدهء سهو اكتفا مىكند . پس : اصل ثانوى در باب صلاة حكم به صحت است چرا كه بر خلاف اصل اوّلى دليل در همه جا حكم به بطلان عمل مورد نظر مىكرد . * پس مراد از ( ثمّ انّ . . . ) چيست ؟ اينست كه : همهء مباحثى كه در اين مسئله تا به اينجا بيان شد پيرامون جزء منسىّ بود كه در سه مرحلهء ذيل روى آن بحث كرديم : 1 - اصل اوّلى بطلان عمل بدون جزء سهوا بود . 2 - نه از اصل برائت به عنوان اصل ثانوى استفاده مىشود و نه از حديث رفع . 3 - اصل ثانويه قابل قبول ، اصل اصالة الصحة در خصوص نماز بود . حال : هرآنچه را كه در رابطهء با جزء منسىّ آورديم در رابطهء با شرط منسىّ هم مطرح است و لذا نيازى به تكرار و اعاده نيست .

نكته‌ها

نكته اوّل : اولين مسئله از مسائل تنبيه اوّل بطلان عبادت در اثر بجا نياوردن سهوى جزء است چرا كه به نظر شيخ اگر جزئيّت چيزى براى مكلّف به ثابت شود ، اصل برائت نسبت به آن اجرا نمىشود ، مگر اينكه دليلى عام يا خاص بر صحت آن عبادت اقامه شود زيرا : 1 - چيزى كه در حال عمد جزء مكلّف به است ، در حال غفلت هم جزء آن است . 2 - با انتفاء جزء ، مأمور به يا مركب نيز منتفى مىشود . چرا كه مأتىّ به مطابق با مأمور به نمىباشد . اين موافق نبودن و عدم تطابق معناى فساد و بطلان عمل است . و اما : دليل بر اينكه مركب در هر حال جزء آن است و در اين جزء بودن ملاحظهء حال هشيارى و غفلت مكلّف نمىشود ، اينست كه : 1 - غفلت مكلّف موجب تغيير مأمور به نمىشود .