يعنى : همانطور كه در شك فى الشرطيّة ، كلفت زائد را با اصل برائت برداشتيم در مانعيت نيز همان كار را مىكنيم .
* مقدمة بفرمائيد فرق مانع با قاطع چيست ؟
1 - مانع به چيزى گفته مىشود كه عدم آن بما هو هو مطلوب و معتبر است
2 - قاطع امرى است كه برهم زنندهء هيئت اتصاليّهء صلاة است و لذا عدم آن معتبر است ، مثل فعل كثيرى كه اگر حاصل شود هيئت اتصاليهء نماز را برهم زده و اجزاء سابقه را از قابليت اينكه اجزاء فعليّهء عبادت شوند مىاندازد .
فى المثل : موالات از جمله شرائط نماز است بدين معنا كه اجزاء نماز بايد پشت سر هم انجام گيرند .
حال ما شك مىكنيم كه آيا استدبار در اثناء نماز قاطع موالات هست يا نه ؟ به عبارت ديگر آيا هيئت اتصاليهء نماز باقى است يا نه ؟
در اينجا شيخ مىفرمايد : الاصل بقاء الهيئة الاتّصالية ، بدين معنا كه : وقتى اجزاء نماز را بجا مىآوردم ، اين اجزاء قابليت التيام و اتصال و تشكيل يك مركب منسجم را داشتند ، آيا استدبار من اين قابليت را از بين برده يا به حال خود باقى است ؟
الاصل ، بقاء قابليت الالتيام .
* مراد از ( ثمّ انّ الشك فى الشرطية : قد ينشأ عن الشك فى حكم تكليفىّ . . . ) چيست ؟
بيان آخرين نكته در مباحث مذكور است مبنى بر اينكه :
شك در شرطيّت گاهى از فقدان نصّ يا اجمال نصّ و يا تعارض نصّين و يا امور خارجيّه سرچشمه مىگيرد كه تا اينجا راجع به آن بحث شد .
امّا : شك در شرطيّت گاهى از شكّ در يك حكم شرعى تكليفى نفسى و استقلالى سرچشمه مىگيرد ، فى المثل :
شما مىدانيد كه پوشيدن لباس ابريشم براى مردان به لحاظ شرعى حرام است چه در حال نماز باشند ، چه در حالات ديگر .
وقتى پوشيدن لباس ابريشم حرام شد ، عدم آن در نماز معتبر مىشود .
حال : سؤال اينست كه : اگر در موردى شك نموديم كه آيا لباس ابريشم براى مردان حرام است يا نه ؟ و به دنبال آن شك كرديد كه آيا عدم پوشيدن لباس ابريشم شرط صحت نماز هست
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 426
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٤٢٦