تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
* چرا ؟ زيرا : اين اذن فتخيّر : - هم موضوع اصالة الاطلاق را كه الشكّ فى التّقييد است از ميان مىبرد . - هم موضوع اصول عمليه را كه عدم دليل اجتهادى فرد است با ساختن دليل براى او از بين مىبرد . پس : به نظر شيخ ، اين اذن فتخيّر است كه بايد اجرا بشود چه در مقابل اصول لفظيّه ، چه در مقابل اصول عمليه . * پس مراد از ( فالظّاهر . . . ) چيست ؟ درحقيقت پاسخ به يك اعتراضى است مبنى بر اينكه : جناب شيخ طبق بيان شما اخبار تخيير بر اصالة الاطلاق نيز مقدم شد و حال آنكه مشهور اصوليين با وجود مطلق يا عام معتبر به اخبار تخيير مراجعه نكرده و حكم به تخيير نمىكنند بلكه اصالة الاطلاق يا اصالة العموم را مقدّم مىدارند ، چرا ؟ و لذا شيخ در پاسخ به اين اعتراض مىگويد : آنچه ما گفتيم بر مبناى دوم در باب اصول لفظيه بود كه مبناى مرجعيّت باشد ، و لكن فتواى مشهور بر مبناى اوّل است كه قول به مرجحيّت است . در نتيجه : بر مبناى ترجيح نوبت به اخبار تخيير نمىرسد . * جناب شيخ ، كدام يك از دو مسلك مرجّح بودن و يا مرجع بودن مسلك حق است ؟ ان‌شاءالله در باب تعادل و تراجيح خواهد آمد . * خلاصهء دو فرض چه شد ؟ فرض اوّل اين شد كه : اگر اصالة الاطلاق را مرجّح خبرين قرار دهيم مسئله از محل بحث خارج شده و ديگر اين بحثها كه آيا قاعده اذن فتخير است تا اجراى اصالة الاطلاق است يا برائت و . . . وجود نخواهد داشت . فرض دوم اين شد كه : برخى گفتند اگر اصالة الاطلاق نتواند مرجح باشد مىتواند مرجع باشد و لكن شيخ فرمود : خير نمىتواند مرجع باشد . به عبارت ديگر : همان‌طور كه اصول عمليه نمىتوانند مرجع باشند ، اصول لفظيه نيز نمىتوانند مرجع باشند . پس : اينجا جاى اذن فتخيّر است و بس . * * *