تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
* با توجّه به مقدّمهء فوق پاسخ شيخنا به اشكال فوق چيست ؟ بر مبناى اوّل اينست كه : خطاب أقيموا الصلاة با ضميمهء اصالة الاطلاق يك دليل ظنّى و يا امارهء ظنيّه است بر عدم اعتبار جزئيّت سوره مثلا : آنگاه به واسطهء اين دليل ظنى يكى از دو خبر متعارضى كه نافى جزئيت است رجحان پيدا مىكند و يا به عبارت ديگر چنين اطلاقى مرجّح احد المتعارضين مىشود . حال : قاعده در متعارضينى كه يكى راجح و ديگرى مرجوح است ، اخذ به راجح و طرح مرجوح است . پس : بر اين مبنا جائى براى اجراى اخبار تخيير و حكم به تخيير وجود ندارد و اصلا چنين فرضى از محل بحث ما خارج است . چرا ؟ زيرا : فرض اخبار تخيير در متعارضينى است كه متكافئين‌اند و نه متراجحين . امّا بر مبناى دوم اينست كه : اصول تعبديّه چه عمليه باشند و چه عقلائيّه مرجحيّت ندارند بلكه مرجعيت دارند ، بدين معنا كه پس از تساقط متعارضين به آنها رجوع مىشود ولى باز هم با وجود اين اصول نوبت به اخبار تخيير نمىرسد . چرا ؟ زيرا : اخبار تخيير مربوط به صورتى است كه هيچ‌گونه دليل شرعى معتبر بر تعيين يك طرف وجود نداشته باشد و لكن با وجود خطاب مطلق معتبر اين دليل وجود دارد و باز هم جاى حكم به تخيير نيست . * عبارة اخراى اين پاسخ در يك گفتمان ساده چيست ؟ اينست كه جناب مستشكل فرمايشات شما درست نيست ، چرا كه مشى ما بايد على القاعده باشد . و چه‌بسا قاعده همين حركت دو پهلو و تفصيل را ايجاب مىكند . از طرفى ما كى يك حرف زديم كه در اينجا هم بايد يك حرف بزنيم ؟ و لذا به شما مىگوئيم : وقتى كه ما خطاب مطلق قابل استفاده‌اى مثل أقيموا الصلاة داريم و در رابطهء با اينكه سوره
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 367 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى