به عبارت ديگر : سخن طبيب در مقام بيان اصل تجويز استعمال و مصرف دارو بوده است و نه در مقام بيان جزئيات .
بلكه يا جزئيات را قبلا بيان كرده و اكنون بر مصرف آن تأكيد ورزيده و يا منظورش اين بوده كه بعدا به مطب او رفته پس از معاينات لازمه براى شما نوع دارو را تجويز كند .
بله ، اگر در نسخه نوشت انار بخور و لكن ننوشت كه ترش باشد يا شيرين ، شما حق داريد به دليل اطلاق كلام ، از هر انارى استفاده كنى .
زيرا : دكتر در مقام توضيح آن دستور را نوشته است ، اگر لازم بود بنويسيد چه نوع انارى باشد ، مىنوشت و حال آنكه ننوشته است .
و يا فى المثل :
اگر پدر شما به شما بگويد : فردا بايد جهت انجام فلان كار به سفر به روى آيا عقل شما به شما اجازه مىدهد كه به اطلاق كلام مولى تمسّك كرده و به هرجا و جهت كارى كه معلوم نيست و خودتان مايل هستيد اقدام به مسافرت كنى ؟ قطعا اين چنين نيست .
* سر مطلب چيست ؟
سر مطلب اينست كه : متكلّم فعلا در مقام بيان تمام مراد به منظور عمل نيست و لذا تمام جزئيات كار را بيان يعنى تشريح نكرده است .
* حاصل و نتيجهء مطلب چيست ؟
اينست كه خطابات واردهء در قرآن نسبت به عموم عبادات كه از مخترعات شارع هستند از همين قبيلاند .
يعنى : در مقام بيان اصل تشريع صلاة و حج و زكات و . . . مىباشند و نه در مقام بيان به منظور عمل .
و لذا : جزئيات ماهيّت مجعوله را پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله يا قبل از نزول و يا بعد از نزول اين قوانين تشريح نموده است .
فى المثل : خداى تعالى فرموده است :
أَقِيمُوا الصَّلاةَ ، *
آيا اين كلام مطلق است ؟
قطعا نه ، اين كلام مجمل است و لكن پيامبر اسلام جزئيّات آن را پيشاپيش تبيين فرموده است .
كجا تبيين فرموده ؟ آنجا كه فرموده : صلّوا كما رأيتمونى اصلّى و لذا آيهء شريفهء
أَقِيمُوا الصَّلاةَ *
اشاره دارد به اين عمل معهود .