هرجا كه چنين است بايد احتياط نمود .
خير ، متعلق امر مولى يعنى اقيموا ، صلاة است و صلاة نه در لغت و نه در اصطلاح شرعى به معناى مراد المولى نمىباشد ، بلكه لغة به معناى دعا و در اصطلاح همان افعال مخصوصه است .
بله صلاة مىتواند يكى از مصاديق مراد و مقصود مولى باشد ، چنان كه روزه نيز يكى از مصاديق مراد است ، غيبت نكردن هم يكى از مصاديق مراد است .
به عبارت ديگر :
مفهوم صلاة با مفهوم مراد دو مفهوم متغايرند و از اين نظر اتحادى ندارند .
يعنى : مفهوم صلاة به حمل اوّلى ذاتى قابل حمل بر مفهوم مراد نيست و نمىتوان گفت :
المراد ، صلاة بالحمل الاوّلى ، بلكه مصداقا و به حمل شايع در خارج متحدند . و لذا
1 - صلاة واقعى مصداقى از مصاديق مراد مولى است ، در نتيجه متعلّق التكليف خود عنوان صلاة است .
2 - صلاة يك سرى افعال مخصوصه است و لكن اين افعال خاصّه مردد ميان اقلّ و اكثر است .
پس : خود متعلّق الخطاب است كه مجمل است . و در چنين موردى برائت عقليّه و شرعيّه جارى مىشود و نه احتياط .
* مراد از ( و نظير هذا توهّم : انّه اذا كان اللفظ فى العبادات موضوعا للصحيح . . . ) چيست ؟
اشكالى ديگر و درحقيقت مبيّن دليل بر اثبات وجوب احتياط در ما نحن فيه است بنا بر قول صحيحىها
و لذا : مستشكل مىپرسد :
وقتى كه مولى مىفرمايد : أقيموا الصلاة ، صلاة صحيحه مىخواهد يا غير صحيحه ؟
مىگوئيم : صحيحه . چرا كه امر به صحيح تعلّق مىگيرد و نه به فاسد .
مىپرسد :
مفهوم صحيح ، مبيّن است يا غير مبيّن ؟
مىگوئيم : مبيّن است .
مىپرسد ، وقتى ما ندانيم كه محصّل اين مفهوم مبين صلاة 9 جزئى است و يا دهجزئى چه بايد كرد ؟
به عبارت ديگر : وقتى مأمور به ما مفهومى است مبين به نام صحيح ولى من در محصّل آن
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 328
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٢٨