هستند كه در شكلگيرى ماهيّت نماز مدخليّت دارند ، از جمله : نيّت - تكبير ، قيام ، ركوع ، سجود .
پس : واضع در هنگام وضع اين مجموعه را لحاظ كرده ، و لفظ صلاة را براى اين قدر جامع وضع كرده است و لذا عنوان صلاة با انجام اين اجزاء محقق مىشود .
حال : اگر در جزئى از اين اجزاء شك كنيد كه آيا فلان جزء مثلا نيت ، ركنيت دارد يا نه ؟ آيا مقوّم ماهيّت نماز هست يا نه ؟ باز خطاب مجمل شده و جايى براى اجراى اصول لفظيه نمىباشد ، بلكه بايد به اصول عمليّه رجوع كرد .
2 - اجزاء غير ركنى اجزائى هستند كه در صدق الاسم دخالت ندارند يعنى مقوّم ماهيّت مىباشند . از جمله قرائت ، ذكر ، تشهد ، سلام ، قنوت ، اقامه و . . .
به عبارت ديگر : اجزائى هستند كه عنوان صلاة بدون آنها نيز محقق مىشود .
حال : شكى كه ممكن است در اينجا پيدا شود اينست كه آيا فلان جزء از اين اجزاء در صحت عمل دخيل است يا نه ؟
مىگوئيم :
1 - نسبت به آن دسته از اجزاء كه از خارج دليل بر اعتبارشان قائم است مثل ، قرائت ، ذكر ، تشهد و . . . صحّت عمل مقيّد به آنهاست .
2 - نسبت به آن دستهء از اجزاء كه دليلى بر اعتبار آنها در دست نيست مثل سوره ، قنوت ، اقامه يا استعاذه ، از اصالة الاطلاق و اصالة عدم التقييد استفاده كرده و دخيل بودن چنين جزء مشكوكى را در صحت نماز نفى مىكنيم .
* * *
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 331
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٣١