تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
ترديد دارم وظيفهء من چيست ؟ آيا 9 جزء را بياورم صحيح حاصل مىشود يا 10 جزء را بياورم ؟ مگر در بحث اسهال الصّفرا كه مفهومى مبيّن بود و مكلّف در محصّل آنكه آيا معجون 9 جزئى است يا ده‌جزئى شما خود نفرموديد : بايد احتياط كرد در اينجا نيز بايد احتياط كرد و اكثر را بجا آورد . به او پاسخ مىدهيم كه : اين نيز يكى از موارد خلط مصداق با مفهوم است و از شما مىپرسم چه كسى گفته است كه الصلاة يعنى الصحيح ، معناى صلاة كه معناى صحيح نيست بلكه نمازى كه با تمام شرائط و اجزائش انجام شود مصداقى از مصاديق صحيح است ، و هكذا روزه و . . . پس : بفهم كه اين دو مفهوم يعنى صحيح و صلاة هريك معناى خاص خود را دارند و به حمل اوّلى ذاتى وحدتى ميانشان نيست ، گرچه به حمل شايع مصداقا در خارج يكى هستند . * مراد از ( و امّا ما ذكره بعض متاخرى المتأخرين ، من الثمرة . . . ) چيست ؟ تفصيل عبارت فرّعوا و درحقيقت دليل چهارم قائلين به اصالة الاحتياط در باب اقلّ و اكثر و يا جزء مشكوك است و لذا : مرحوم آقا وحيد بهبهانى ( ره ) در رابطهء با ثمرهء مبحث صحيح و اعم نظراتى دارد كه بطور كلّى در سه بخش به شرح ذيل خلاصه مىشود : 1 - بنا بر قول به وضع الفاظ عبادات براى صحيح : در باب اقلّ و اكثر و شك در جزئيت بايد نسبت به اكثر احتياط كرده آن را انجام دهيم . 2 - بنا بر قول به وضع الفاظ عبادات براى اعم از صحيح و فاسد ، دو حالت دارد . الف ) - اگر نسبت به جزئى از اجزاء ركنيّه و مقوّم ماهيّت شك كنيم بدين معنا كه آيا فلان شىء جزء ركنى صلاة هست يا نه ؟ بايد احتياط كرده آن جزء را هم انجام دهيم . ب ) - و اگر نسبت به جزئى از اجزاء غير ركنيه شك كنيم محلّى براى اجراى اصل عملى نبوده و بايد به اصالة الاطلاق تمسّك كرده ، جزئيت جزء مشكوك را با اين اصل برداريم و بگوئيم : اگر سوره در غرض مولى دخيل بود بايد بيان مىكرد و لكن از آنجا كه در مقام بيان بوده و بيان نكرده معلوم مىشود كه اين جزء در غرض مولى مدخليّت ندارد . * مراد از ( فغرضه بيان الثّمرة على مختاره من وجوب الاحتياط . . . ) چيست ؟ پاسخ شيخ است به اشكال و يا دليل فوق مبنى بر اينكه : اولا : اين رأى و نظر شخصى شماست كه مىفرمائيد بنا بر قول به صحيح هنگام شك در