فيه از همين قبيل است ، چرا كه :
1 - طرف اقل قطعا معلوم است و واجب الاتيان .
2 - جانب اكثر به تنهائى مشكوك است كه قاعدهء قبح عقاب در آن جارى مىشود .
پس : دليلى براى احتياط وجود ندارد .
* اگر كسى ثابت كند كه با وجود اين كه علم اجمالى ما در اينجا به گونهاى است كه يك طرف معلوم و متيقّن بالتفصيل و طرف ديگر مشكوك است و لكن معذلك علم اجمالى مؤثر بوده و مقتضى احتياط است ، پس بايد احتياطى شد و جانب اكثر را گرفت چه پاسخ مىدهيد ؟
قبول كرده پاسخ مىدهيم : فالدليل العقلى من هذه الجهة يحتاج الى مزيد تأمّل .
زيرا : مسئله روى اين دور مىزند كه آيا چنين علم اجمالى نيز مؤثر بوده و سبب احتياط مىشود يا نه ؟
پس 100 % و قاطعانه نمىتوان حكم به برائت عقليه نمود .
* مراد از ( بقى الكلام فى انّه كيف قصد القربة باتيان الاقل مع . . . ) چيست ؟
پاسخ جناب شيخ است به دليل ششم حضرات قائلين به اصالة الاحتياط در ما نحن فيه و لذا مىفرمايد : در اين كه عبادت نيازمند قصد قربت است شكّى نيست .
امّا : قصد قربت داراى درجات و مراتبى است ، يكى عبادت را به جا مىآورد براى رفتن به بهشت ، يكى عبادت را انجام مىدهد براى رهائى از جهنم ، يكى عبادت مىكند قربة الى اللّه ، يكى هم در عالىترين درجهء قصد قربت مىگويد : ( وجدتك اهلا للعبادة ، فعبدتك ) .
حال : در قصد قربت لازم نيست كه تو نيّت كنى كه من اقلّ را به جا مىآورم قربة الى اللّه بلكه مىتوانى يك درجه پائينتر نيت كرده بگويى : اقل را به جا مىآورم براى رهائى از دوزخ اگر همين مرحلهء از نيت هم باشد ، شرط صحت عبادت حاصل شده است .
پس : غايت عبادت تخلّص از عقاب است .
رهائى از عقاب با انجام اقل نيز حاصل مىشود .
پس دليلى براى وجوب احتياط و انجام اكثر وجود ندارد .
نكته :
* پاسخ امام خمينى ( ره ) به اشكال و يا دليل ششم حضرات قائلين به اصالة الاحتياط در جزء مشكوك چيست ؟