تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
ب : يك شك بدوى نسبت به اكثر داريم . پس : نسبت به اكثر ، علمى كه سبب احتياط شود وجود ندارد . * دومين تفاوت اساسى باب اقل و اكثر با باب دوران بين المتباينين چيست ؟ 1 - در باب اقلّ و اكثر درست است كه علم تفصيلى به وجوب اقلّ و انجام آن داريم و لكن نمىدانيم كه وجوب انجام اقلّ ، يك وجوب نفسى و استقلالى است يا يك وجوب ضمنى و مقدّمى ؟ * آيا اين تفاوت در معيار حكم عقلى تأثيرى دارد ؟ خير تأثيرى ندارد در معيار حكم عقلى مهم اصل وجوب است كه سبب مىشود عقل انسان براى انجام مأمور به تحريك شده و بداند كه در اثر ترك آن ، مستحقّ عقوبت است . * با توجّه به مقدّماتى كه گذشت پاسخ شيخ به اشكال مورد نظر چيست ؟ مىفرمايد : جهل تفصيلى ، طبق همان دو مدرك و سندى كه ذكر شد : در متباينين نتوانست مانع از تنجز خطاب و وجوب احتياط شود . و لكن در اينجا يعنى در باب اقلّ و اكثر به حكم عقل مانع از تنجّز تكليف است همان‌طور كه در شبهات بدويّه مانع بود . * چرا جهل تفصيلى در باب متباينين با باب اقل و اكثر فرق مىكند ؟ زيرا : جهل تفصيلى : 1 - در باب متباينين لا ينحل است ، يعنى منحل نمىشود به يك علم تفصيلى و يك شك بدوى . 2 - امّا در باب اقلّ و اكثر ينحلّ است ، يعنى منحل مىشود به يك علم تفصيلى و يك شك بدوى . حال : مخالفت با علم تفصيلى جايز نبوده و بايد مورد عمل قرار گيرد ، لكن نسبت به طرف ديگر يعنى شك بدوى اصل برائت جارى مىشود . فى المثل : اقل ( يا 9 جزء ) ، يقينى و قدر متيقّن است و لذا با قاطعيّت مىگوئيم واجب است و بايد اتيان شود . امّا اكثر ( يا جزء دهم ) مشكوك است به شك بدوى كه محل اجراى برائت است . خلاصه اين كه : مناط در باب اقل و اكثر و باب شبهات بدويّه يكى است و آن قبح عقاب بلا بيان است و لذا : در باب اقل و اكثر نيز ، نسبت به اكثر و جزء مشكوك بيانى وجود ندارد ، پس تركش هم عقابى ندارد .