و امّا در صورت عدم نصّ از جانب شارع ، و فرض حكم عقل به وجوب مراعات واقع ( و عدم جواز مخالفت با آن ) ، مراعات واجب واقعى ، واجب است تا اينكه قطع حاصل كنى به عدم عقاب .
يا به واسطهء حصول واجب ( در اثر احتياط ) و يا بخاطر سقوط بقيّهء محتملات به دليل اينكه انجام همهء آنها ممكن نيست .
و اين حاصل نمىشود مگر بعد از انجام آنچه ( براى ما ) ممكن و ميسور است و اين حكم ( كه به قدر امكان بايد تلاش كرد ) حكمى است شايع در هر موردى كه مانع از انجام بعض غير معيّنى از محتملات وجود دارد ( يعنى مطلب منحصر به غير محصوره نيست بلكه اگر مانع ديگرى هم بود باز حكم همين بود ) .
و اگر مانعى از انجام يكى از محتملات معيّنا پيش آيد ، در وجوب اطراف احتمالات ديگر چنان كه مشهور است ، به نظر من اشكالى وجود دارد .
و آن عدم علم اجمالى به وجود واجب بين باقى محتملات است . و لذا اصل در اينجا ، برائت است .
* * *
تشريح المسائل
* مقدّمة بفرمائيد چه شباهتى در شبههء تحريميّه و شبههء وجوبيّه از نظر مسائل و تقسيمات وجود دارد ؟
همانطور كه شبههء تحريميّه چهار مسئله داشت مثل فقدان نص ، اجمال نص ، تعارض نصّين و شبههء موضوعيّه كه يا محصوره است و يا غير محصوره ، همينطور هم شبههء وجوبيّه داراى چهار مسئله است ، كه همان فقدان نصّ ، اجمال نص ، تعارض نصين و شبههء موضوعيه مىباشد .
و شبههء موضوعيّهء آن نيز ، ممكن است محصوره باشد و ممكن است غير محصوره باشد .
نكته : آنچه تا به اينجا راجع به شبههء وجوبيّه بحث شد ، پيرامون شبههء محصوره بود .
فى المثل : آنجا كه گفتيم : مكلّف نمىداند ظهر واجب است يا جمعه ؟ و يا در مثال ديگرى گفتيم يكى از نمازهايش قضا شده نمىداند كداميك از نمازهاى پنجگانه مىباشد . و ديگر مثالها ، همه از شبهات محصوره هستند .
امّا : گاهى نيز شبهه در وجوبيّه نيز غير محصوره مىشود و شبههء غير محصور منحصر به