تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣

تشريح المسائل

* دوّمين مسئله از مسائل چهارگانهء علم اجمالى و شبههء وجوبيّه و دوران بين المتباينين چيست ؟ اينست كه : منشا شبهه اجمال نصّ است ، فى المثل : 1 - مولائى به عبدش مىگويد : ائتنى به عين . در اينجا : كلمهء عين ، مشترك لفظى بوده و مخاطب نمىداند كه مراد مولى از عين طلاست يا نقره ؟ 2 - و يا خداى تعالى فرموده :
حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى .
در اينجا نيز عبد نمىداند كه مراد از نماز وسطى ، ظهر است يا جمعه ؟ زيرا : در برخى روايات از صلاة وسطى تعبير به ظهر و در برخى تعبير به جمعه شده است . * مراد از ( و الظّاهر : ان الخلاف هنا بعينه الخلاف فى المسألة الاولى . . . ) چيست ؟ اينست كه : كلام در اينجا همان كلام در مسئله سابق است ، يعنى : هرچه در مسئله اوّل يعنى مسألهء فقدان نصّ گفته شد در اينجا نيز همان گفته مىشود . * در آنجا چه مطلبى گفته شد ؟ گفته شد : 1 - برخى فقهاء گفته‌اند : موافقت قطعيه واجب است ، پس بايد هر دو را بجا آورى 2 - برخى هم گفته‌اند كه : موافقت قطعيه واجب نيست ، بلكه موافقت احتماليه كافى است يعنى : يكى را انجام بده و يكى را رها كن ، در اينجا نيز مىگويند موافقت احتماليّه كافى است 3 - برخى هم گفته‌اند كه على القاعده ، مخالفت قطعيّه جايز است و لكن دليل خارجى قائم شده بر اينكه نبايد بطور كلّى شانه از زير بار تكليف خالى كنى ، در اينجا نيز همان را مىگويد . پس : الكلام و الكلام . - سپس مىفرمايد : مختار ما در مسئله فقدان نصّ ، موافقت قطعيّه بود ، در اينجا نيز مختار ما وجوب موافقت قطعيّه است . و به عبارت ديگر : اگر در مسئله فقدان نص موافقت قطعيه واجب شد در مسئله اجمال نصّ بطريق اولى واجب است . چرا ؟ زيرا : در مسألهء فقدان نص ، از اوّل نصّ مردّد بود و ما نمىدانستيم كه خطاب صادره از مولى چيست ؟ و حال آنكه در اين مسئله خطاب تفصيلى و معين داريم كه همان ( صلّ الوسطى )