معرفت سير انبيا و صحابه كه در آن تخويف و تحذير است . و آن سبب اثارت « 89 » خوف است از خداى - عز و جل - و در حال اثر نكند ، و در مآل مؤثر باشد . و اما كلام و فقه مجرد ، كه تعلق به فتاوى معاملات و فصل خصومات دارد - از مذهب و خلاف - راغب دنيا را به خداى - عز و جل - باز نيارد ، بل هميشه در حرص متمادى باشد تا آخر عمر او . و شايد كه آن چه در اين كتاب ايراد كردهايم ، اگر متعلم آن را به سبب رغبت در دنيا بياموزد ، روا كه وى را رخصت داده شود ، كه مرجوّ و متوقّع است كه در آخر عمر بدان منزجر گردد . چه آن مشحون است به تخويف از خداى - عز و جل - و ترغيب در آخرت و تحذير از دنيا .
و اين از آن جمله است كه در احاديث و تفسير قرآن موجود است ، و در كلام و در خلافيات و در مذهب موجود نيست . پس بايد كه آدمى نفس خود را نفريبد ، چه مقصرى كه تقصير خود داند ، حال او به از جاهل مغرور ، يا از متجاهل مغبون باشد . و عالمى كه حرص در تعليم و تدريس دارد ، نزديك باشد كه غرض او قبول عام و جاه باشد ، و نصيب او [ 245 ] در حال تلذذ نفس بود ، بدانچه بر جاهلان نازد و تكبر كند . چه آفت علم فخر و تكبر است ، چنان كه پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - گفته است . و براى اين از بشر حارث آوردهاند كه هفده باردان پر از كتب احاديث - كه آن را سماع كرده بود - دفن كردى و روايت نكردى ، و گفتى : چون مرا آرزوى روايت است ، بدان روايت نمىكنم ، چه اگر آرزوى روايت نباشد روايت كنم . و براى اين مىگفت : حدّثنا درى است از دنيا . و چون مرد گويد حدثنا ، نمىگويد جز آن كه « مرا توانگر گردانيد . » و رابعهء عدويه سفيان ثورى را گفت : نيكو مردى تو ، اگر نه آنستى كه در دنيا رغبت دارى . گفت : در چه چيز رغبت كردم ؟ گفت : در حديث . و براى اين أبو سليمان دارانى گفت كه كسى كه نكاح كرد يا حديثى نبشت يا به سفر مشغول شد ، به دنيا ميل كرد .
و اين آفتهايى است كه در « كتاب علم » بر آن تنبيه كردهايم . و حزم آن است كه به عزلت احتراز كرده شود . و تكثير ياران - تا امكان دارد - گذاشته آيد . بل كسى كه به تدريس و تعليم دنيا مىطلبد ، صواب او در اين زمان آن باشد - اگر عاقل بود - كه آن را بگذارد ، چه بو سليمان خطّابى راست گفته است كه بگذار رغبت كنندگان را در صحبت تو و در تعلّم از تو ، كه تو را از ايشان نه مالى باشد و نه جمالى . ايشان در علانيه دوست تو باشند و در سر دشمن ، و در حضور
هامش
( 89 ) اثارت ، بر انگيختن .