احبّ الدّنيا طاش و الاحمق يغدو و يروح في لاش ، و العاقل عن عيوب نفسه فتّاش ، اى ، هر كه خداى تعالى را دوست دارد زندگانى يابد ، و هر كه دنيا را دوست دارد سبكسار شود ، و احمق بامداد و شبانگاه در ناچيز سپرى كند ، و عاقل كسى است كه عيب خود مىجويد .
پنجم آن كه قوى حرص نباشد بر كار بازار و تجارت ،
( 1 ) بدان كه اول در رونده و آخر بيرون آينده بود ، و بدان كه در دريا نشيند براى تجارت . و اين هر دو مكروه است . و گفتهاند : من ركب البحر فقد استقصى في طلب الرّزق ، اى ، هر كه در دريا نشيند در طلب رزق استقصا نموده باشد . و در خبر است : لا تركب البحر الاّ لحج او عمرة او غزو . اى ، در دريا منشين مگر براى گزاردن حج يا عمره يا غزو . و عمرو عاص گفت : لا تكن اوّل داخل في السّوق و الآخر خارج منها فانّ فيها باض الشّيطان و فرّخ ، اى ، در بازار اول در رونده و آخر بيرون آينده مباش ، كه شيطان در آن بيضه نهاده است و بچه بيرون آورده . و از معاذ جبل و عبد اللّه عمر - رضى اللّه عنهما - آمده است كه ابليس فرزند خود زلنبور را گويد كه لشكريان خود را ببر كه تو صاحب بازارهايى و دروغ و سوگند و فريبش « 244 » و مكر و خيانت را بيارايى ، و با اول در رونده و آخر بيرون آيندهء آن همراه باش . و در خبر است :
شرّ البقاع الاسواق و شرّ أهلها اوّلهم دخولا و آخرهم خروجا ، اى ، بدترين جايگاهها بازار است ، و بدترين اهل آن آن كه پيشتر در رود و پستر بيرون آيد .
و تمام اين احتراز از آن باشد كه وقت كفايت خود را مراقبت كند ، و چون كفايت حاصل كرد باز گردد و به تجارت آخرت مشغول بود . و همچنين بودهاند پارسايان سلف . و از ايشان كس بودى كه چون دانگى سود كردى باز گشتى و بدان قناعت كردى . و حمّاد سلمه دامنيها « 245 » فروختى در سفطى پيش خود نهاده ، و هر گاه كه دو حبه سود كردى باز گشتى « 246 » . و إبراهيم بشّار گفتى كه إبراهيم ادهم را گفتم كه امروز مىروم كار گل خواهم كرد ، گفت : اى پسر بشار ، تو طالبى و مطلوب ، تو را كسى ديگر مىطلبد كه از او فوت نشوى ، و تو چيزى مىطلبى كه از تو فوت نشود « 247 » . آيا نديدهاى حريص محروم و ضعيف مرزوق را ؟ گفتم : به نزديك بقال دانگى دارم . گفت : بر تو بادا به صبر ، دانگى دارى و كار مىطلبى ! و كسى از ايشان پس از نماز پيشين
هامش
( 244 ) فريبش ( اسم مصدر ) .
( 245 ) دامنى ، سر انداز و مقنعهء زنان .
( 246 ) از بازار باز گشتى و نيمهء ديگر از روز را صرف عبادت كردى .
( 247 ) در شرح زبيدى : و تطلب ما يفوتك ( 5 - 514 ) ، در عربى : انّك طالب و مطلوب ، يطلبك من لا تفوقه ، و تطلب ما قد كفيته ( دار الشعب ، ص 799 ) .