شب بودى و گاهى يك ثلث و گاهى سدس ، و در شبها آن مختلف شدى .
و قول حق تعالى در دو موضع از سورهء مزمل بر اين دلالت مىكند .
إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنى مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ
« 216 » . و ادنى « 217 » از دو ثلث شب چنانستى كه نصف آن و نصف سدس آن باشد . و اگر « نصفه و ثلثه » را به كسر خوانى ، نصف ثلثين و ثلث او باشد ، و نزديك ثلث و ربع بود . و اگر به نصب خوانى ، نيمهء شب و ثلث آن بود . و عايشه - رضى اللّه عنها - گفت كه پيغامبر - عليه السلام - چون آواز خروس شنيدى برخاستى . و اين سدسى باشد ، و آن چه كم از آن « 218 » بود .
و يكى روايت كرد كه نماز شب پيغامبر را در سفر رعايت كردم ، پس از نماز خفتن زمانى بخفت ، پس بيدار شد و در افق نگريست و گفت :
رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ
، تا :
إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ
« 219 » ، پس از فرش خود مسواكى بيرون آورد و آن را به كار داشت ، و وضو ساخت و نماز كرد ، تا گفتم مثل آن چه خفته بود نماز گزارد ، پس باز غلتيد ، تا گفتم مثل آن چه نماز كرده بود بخفت ، پس بيدار شد و آن چه كرّت اول گفته بود بگفت ، و آن چه كرده بود بكرد .
مرتبهء ششم و آن كمتر است . آن است كه مقدار چهار ركعت يا دو ركعت باشد . يا طهارت وى را متعذّر « 220 » بود ، ساعتى روى در قبله بنشيند و به ذكر و دعا مشغول باشد ، پس در جملهء قيام كنندگان نبشته شود ، به رحمت حق تعالى و فضل او . و در اثر آمده است : صلّ من اللّيل و لو قدر حلب شاة ، اى ، شب نماز گزار اگر چه مقدار دوشيدن گوسفندى بود .
و اين طريقهاى قسمت است ، و مريد براى خود اختيار كند آن چه بر وى آسانتر باشد . و چون قيام ميانهء شب بر وى متعذّر شود نبايد كه احياى ما بين العشائين و وردى كه پس از نماز خفتن است مهمل گذارد . پس پيشتر از صبح برخيزد تا صبح وى را خفته نيابد . و به هر دو طرف شب قايم بود ، و اين مرتبهء هفتم است . و هر گاه كه نظر در مقدار باشد رتبت اين مرتبهها به اعتبار درازى وقت و كوتاهى آن بود ، و اما [ در ] مرتبهء پنجم و هفتم نظر در مقدار نيست ، پس كار ايشان در تقدم و تأخر بر اين ترتيب مذكور نباشد ، چه هفتم كم از آن نيست كه در ششم ياد كرديم ، و همچنين پنجم كم از چهارم نيست .
هامش
( 216 ) مزمّل 73 - 20 .
( 217 ) ادنى ، نزديك ، تقريبا .
( 218 ) و كمتر از سدس .
( 219 ) آل عمران 3 - 191 - 194 .
( 220 ) متعذّر ، دشوار ، محال .